ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
مقالات فارسی
آیا تلاقی و مقصود احمدی نژاد و مشایی از مرد بهاری همان بهار عربی به سبک ایرانی است؟
خالد مُکریانی
21 / 3 / 2013
این جملات و شعارها توصیفاتی فریبنده میتواند باشد. به یاد داریم جنبش های آزادیخواهانه ای در شمال آفریقا و کشورهای خاورمیانه ظرف چند سال اخیر در کشورهای عربی سر برآورد که توانست حکومت های دیکتاتور و استبداد بنیاد را ساقط کند، این جنبش ها یا لایه هایی که در این جنبش ها هستند اگرچه میتوان گفت معتقد و ملتزم به دمکراسی و حکومت قانون با تعریف دمکراسی امروزین نیستند  (ادامه جنگ و ناآرامی در آن کشورها تاکنون دلیل و مستندی بر این ادعاست) اما از این لحاظ اهمیت دارند که توانستند یک حکومت خودکامه و مستبد را با اراده و عزم بیشتر اقشار و لایه های جامعه به صفحات تاریخ بسپارند.
این جنبش ها که موفق به برانداختن حکومت ها شدند موسوم به بهار عربی هستند که در مغز و واژه شناسی اصطلاحی آن به این نکته پی می بریم که شروع روزی نو را منظور دارد که با اصطلاح بهار خود را متبلور میکند. در نتیجه سقوط و نابودی حکومت های خودکامه و سلطنتنی به معنای پایان زمستانی سخت و سرآغاز فصلی نو در عرصه های مختلف آن جوامع علی الخصوص عرصه سیاسی است.
اما پرسش اینجاست که آیا جامعه ایران و ملل ایرانی ظرفیت و پتانسیل خلق بهاری ایرانی را دارند؟
بسیاری معتقدند اعتراضات مردمی ایران که به بهانه اعتراض به نتیجه انتخابات صورت گرفت و خواستگاه و سرمنشا آن گفتن نه به حکومت اسلامی و هدف آن پایان دادن به حکومت دینی بود میتوان بهاری از جنبس ایرانی نام نهاد که نهایتاِ به نتیجه مطلوب نرسید. و صد البته بسیاری نیز بر این باورند که خیانت سران موسوم به جنبش سبز باعث به نتیجه نرسیدن آن شد.
با در ذهن داشتن این پیش زمینه و بازگویی حوادث سال 88 خورشیدی که نقطه عطفی بود برای دیگر ملل ایرانی غیر کُرد میشود گفت شاهد تغییر و تحولاتی هستیم. نقطه عطف از این نظر که آنها به این واقعیت تاریخی رسیدند و آن کاملا احساس کردند که تا به امروز چه ظلم ها و جنایت هایی از جانب حکومت اسلامی ایران بر جنبش آزادیخواهانه کُرد وارد و روا داشته شده است و آنها سکوت اخیتار کرده بودند. لذا همین جرقه تا اندازه ای آنان را نیز بر این داشته تا گذار از این نظام را پروسه و روندی بدانند که با همکاری و پشتیبانی همه ملل ایران قابل تحقق است. نتیجه اینکه سیستم ولایت فقیه و حکومت اسلامی در هیچ شرایطی نمیتواند مصون از امواج پر تلاطم تغییری بنیادین باشد.  و البته ظرفیت تحول و دگرگون کردن سیستم سیاسی از طریق نیروی مردمی و مسالمت آمیز بالقوه و عملی است.
سناریوها هر بار و از دوره ای به دوره دیگر وجه تفریقاتی دارد اما مشی آن یکی است: تحریک مردم برای دادن رای و کسب مشروعیت در سطح جهانی. سناریو این بار تحریک مردم برای رای دادن به جریانی است که آن را فتنه جدید می نامند. یعنی شور دوره قبل یا دوره های قبل تر را بار دیگر در یک سراب مشابه به وجود آورند و معماران و مهندسین تاکنون توانسته اند در این سناریوپردازی برای کسب مشروعیت فارغ آیند.
وزارت اطلاعات هم که همیشه بازوی تحریک افکار عمومی است گفته که فتنه ای جدید در راه است و با شعار دفاع از پابرهنگان و اقشار ضعیف جامعه به میدان می آید و این خود کانالیزه کردن افکار عمومی به سمت جریانی است که با این شعارها در انتخابات شرکت میکند و چون ظاهرا مورد پسند و تائید اطلاعات نبوده لذا مرغوب است پس مردم به سوی آن می روند.
اما مرد بهاری و سبز بهاری و ... مقصود و منظوری غیر از بهار عربی به سبک ایرانی است؟ و مراد از آن میتواند تلقینی به این موضوع باشد که اذهان عمومی را بر آن دارد که احتمالا دیدگاه صاحبان این شعایر حامل گونه ای از تغییر است که میتواند گونه ی ایرانی آن باشد و تا اندازه ای هم تداعی کننده جنبش سبز است که شور بیشتری را در زمان انتخابات به وجود می آورد. اما هدف هر چیزی میتواند باشد جز تغییر. لاجرم نتیجه این میشود که آرا در صندوق رفته و صاحبان قدرت هیچ تغییری نخواهند کرد و آنچه تغییر میکند تنها تصور و ذهنیت توده ای از جامعه در برابر رویدادهاست و نه تغییری بنیادین و گذار از این نظام دینی. 







بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 61
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08
مقالات فارسی
خروجیهای نظام آموزشی در ایران
آنالیز مسئله انتخابات ریاست جمهوری در جمهوری اسلامی
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی