ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
مقالات فارسی
محسن باباخانی: جریاناتی هستند که اتحاد و همبستگی احزاب کُرد برای آنها به مثابه ی جام زهریست که من امیدوارم گوارای وجودشان باشد
مصاحبه کننده: هتوان جاف
26 / 1 / 2013
در این مصاحبه آقای "محسن باباخانی" عضو کُردیناسیون "اتحادیه دمکراتک کردستان" درباره ی چند موضوع مهم به پرسشهای ما پاسخ میدهد ازجمله مذاکرات و نشتست های مابین ایران و کشورهای اروپایی و همچنین آن دلایل اصلی را توضیح میدهند که چرا تا بحال احزاب کُرد شرق کردستان نتوانسته اند در یک جبهه کردستانی و همه گیر دور هم گرد آیند. همچنین ایشان در همین زمینه به نکته ای اشاره می کند که تا حال حاضر بادقت زیر ذربین نرفته است. در ادامه هم نظرشان را در مورد ترورهای اخیر در پاریس جویا می شویم.

هتوان جاف: در ابتدا اوضاع خارجی ایران را مورد بررسی قرار می دهیم و سوالم از شما این است که سرعت گرفتن و کُند شدن مبادلات اقتصادی مابین ایران و بخصوص کشورهای اروپایی و مذاکرات بر سر مسئله اتمی ایران که فعلاً هم در شُرُف انجام است به نظر شما به کجا خواهد رسید؟
محسن باباخانی:  ایران یک کشور نفتی است و از لحاظ سوق الجیشی هم یک کشور مهم در منطقه و جهان محسوب میشود و آنچه در ایران هست نیاز فعلی و آنی جهان و علی الخصوص کشورهای صنعتی است اما با توجه به خصوصیات شاخص حکومت اسلامی ایران در زمینه تغذیه و تجهیز گروه های تروریستی و سرکوب های داخلی... خواه ناخواه ارتباط و تعاملات سیاسی مابین طرفین دچار مشکل شده است. و تحریم های اخیر من جمله ممنوعیت برخی مبادلات تجاری مانند ممنوعیت خرید نفت ایران از سوی متقاضیان, شرایطی را ایجاد کرده تا مبادلا بازرگانی نیز دچار رکود و نزول شود بنابر نیاز مفرط کشورهای اروپایی به این محصول و بعضی مسائل امنیتی دیگر باعث شده که مذاکرات بر سر برنامه اتمی هم تحت تاثیر قرار گیرد. من اینگونه برداشت میکنم که همین مسئله باعث شده تا کشورهای اروپایی و ... گاهی چشمشان را بر حوادث و اتفاقات داخل ایران ببندند. حکومت اسلامی ایران درصدد استمرار بخشیدن به اعمال ضد بشری خود است و تا آنجایی هم که منافع کشورها به خطر نیفتد ایران را تحت فشار قرار می دهند لذا من بر این باورم که این مبحث به کجا خواهد رسید یا نخواهد رسید بی ارتباط به این موضوع نیست.

هتوان جاف: با این وجود این معادله مسائل دیگری را نیز تحت تاثیر خود قرار می دهد از همین رو پرسش من این است که ما بعنوان کُرد در این بین باید چه چاره ای بیاندیشم؟
محسن باباخانی:  کُرد در زمینه ی سرنوشت خود ارتباطی با هیچ شخص, جریان و یا حکومتی نمیتواند داشته باشد تا فرضاَ برایش تعیین شود چه راهکاری را برگزیند و چگونه عملی کند پس نباید منتظر نوسانات در تعاملات و حوادث بمانیم که ما را نیز متاثرو تحت نوسانات مبارزاتی قرار دهد. مبارزات ملت کُرد برای احقاق حقوق ملی خود بی وقفه ادامه داشته و ادامه خواهد داشت و منتظر کشور یا جریان خاصی نخواهد بود. ما همچون ملت کُرد برنامه ی خاص خودمان را داریم و می بایست تابع راهکار خود باشیم.

هتوان جاف: مقصود شما این است که ملت کُرد بایست به تنهایی مبارزه کند و به هیچ جریان و قدرتی توجه نکند؟
محسن باباخانی:  خیر. منظور و مقصود من  این است که ما اهدافی داریم و برای تحقق بخشیدن به آن تلاش می کنیم و نبایست اهدافمان را قربانی اهداف دیگران بکنیم یعنی نباید اهدافمان در میان هدفهای دیگری که جز ضرر سودی برای ما حاصل نمی کنند مستتر شود. در سطح جهانی ملت ها در همه ی سطوح با هم ارتباط و تعامل دارند و ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم و نیاز به این تعاملات داریم همانگونه که الان هست. 

هتوان جاف: اگر محور گفتگو را کاملاَ عوض کنیم می پرسم در این اواخر در یکی از شبکه های ماهواره ی مصاحبه با شخصی پخش شد که اگر به الفاظ زشت و غیرسیاسی آن توجه نکنیم حداقل میتوانیم بگوئیم شخص نخست یکی از احزاب کُرد شرق کردستان و همان حزب مورد حمله قرار گرفت چرا؟
محسن باباخانی:  این موضوع چون از یک شبکه ی ماهواره ای پخش شده لذا مورد توجه قرار گرفته و باعث خلق این سوال هم شده است اما در سطح دنیای مجازی و روزنامه و ... به وفور میتوانید از این مباحث پیدا کنید. لازم است بدانید که نه فقط کار زشتی است بلکه منافع کلی را هم مورد تهدید قرار میدهد و عمل شایسته و مناسبی نیست. اما لازم است جریان مضروب بداند تعاملات سیاسی بر اساس چه مبادی و پایه های باید باشد تا شاهد این موارد در آینده نباشیم و از سوی دیگر بر هر جریانی واجب است تا اشخاص سیاسی و آشنا با گفتمان سیاسی را در جاهای مهم قرار دهد. کسی با این حرف ها و ادبیات نامناسب به جایی نخواهد رسید.

هتوان جاف: با توجه به پاسخ شما یک نیروی دافعه وجود دارد که میتواند دلیلی باشد که چرایی این را که احزاب آنچنان با هم در تعامل نیستند مشخص می کند از همین منظر هم می پرسم چرا تا حال حاضر احزاب کُرد نتوانسته اند به توافقی بر سر تشکیل جبهه واحد کُردستانی برسند؟ در این باره بحث زیاد است اما عملاً چیزی مشاهده نمی شود چرا؟
محسن باباخانی:  در این مورد مباحث زیادی مطرح شده و مورد بسط قرار گرفته است, هر جریان سیاسی هم از دیدگاه خودش آنرا می بنید و تحلیل می کند ما هم مانند اتحادیه دمکراتیک کردستان در چند نوبت دلایل و عوامل اصلی در شکل نگرفتن جبهه کردستانی را به صورت شفاف بحث کرده ایم و نقطه نظراتی هم داشته ایم. اما ابتدا باید به این موضوع بپردازیم که هدف جریانات مختلف چیست؟ بدون شک احیای روحیه ملی و جایگاه واقعی ملت است اما با این وجود هم یک گره کور در اینجا وجود دارد و آن در نحوه تعریف این هدف یا اهداف است پس وقتی تعاریف مختلف است به دنبال آن تحلیل, کنش و واکنش های متفاوتی را هم می بینیم.
قبلاً هم به این موضوع اشاره کرده بودم که تشکیل جبهه غیرممکن اما احتمال تشکیل ائتلاف هایی وجود دارد. همینگونه هم شد چون بهانه و دستاویزهای که برخی جریانات پیش می کشیدند تنها برای شکل نگرفتن جبهه بود و متاسفانه برخی ها در اختفا و به فرمان بزرگتر از خود و بهانه گرفتن های بی محتوا و احیای مباحث سابق که باد در قفس کردنی بیش نبود توانستد مانع از شکل گرفتن جبهه کردستانی شوند. با وجود این ما شاهد یک ائتلاف بودیم که امیدبخش کارهای بزرگتری است.
ما همیشه به نوبه خودمان تلاشمان بر این بوده است که اقدامات در جهت شکل گیری جبهه بدون نتیجه نباشد حتی اگر ما هم شرکت نداشته باشیم.
اما از این جهت که مابین احزاب یک نیروی دافعه وجود دارد متقابلا یک نیروی جاذبه هم وجود دارد که احزاب کُرد را به سمت گروه ها و جریانات پاسیف ایرانی جذب می کند. همانگونه که آقای عثمان جعفری هم به آن اشاره کرده بودند این قوه جاذبه باعث شده که تمرکز فکری نزد احزاب کُرد برای گرد هم آمدن وجود نداشته باشد و به این نقطه برسد که کار مشترک در چارچوب جبهه کردستانی شکل نگیرد.    

هتوان جاف: چه کسی مسئول به وجود آمدن این وضع است؟
محسن باباخانی:  در وهله اول آنهایی که مانع تراشیدند و مانع بودند و دوم آنهایی که برای شکل گیری جبهه پیشقدم شدند و تحلیل صحیحی از موانع نداشتند.

هتوان جاف: می توانید مشخص تر به آن بپردازید؟
محسن باباخانی:  جریاناتی هستند که اتحاد و همبستگی احزاب کُرد برایشان ناراحت کننده و کابوس است و با این تصور و تفکر از راههای محتلف و تامل انگیز تلاش می کنند مانع از تشکیل جبهه شوند. تنها اپوزیسیون بودن شرط کافی نیست که ما هر جریانی را هم سنگر خود فرض کنیم. جریاناتی هستند که هم سفره جمهوری اسلامی می شوند تا احزاب کُرد متحد نباشند.
اما بعد از این تجربه ها و شناخت بهتر از شرایط, لازم است تحقیقی جامع و تحلیلی جدی انجام گرفته باشد تا دلایل و عوامل اختلاف افکنی مشخص شوند تا بار دیگر نتوانند وظیفه اشان را محقق سازند. فراموش نکنیم ما تجربه های زیادی داریم و تاریخ هم معلم خوبی است.

هتوان جاف: اینکه ما اطرافمان را دشمن فراگرفته است صحیح است اما مقصود شما از کدام جریانات و احزاب هستند که همیشه ضد اتحاد احزاب کُرد هستند؟
محسن باباخانی: کردستان به صورت کل و شرق آن متعلق به کُردهاست و احزاب کُرد هم برای حفظ این جغرافیا مبارزه می کنند این جریانات و جریانهای مشابه سعی دارند در آینده سند این جغرافیای ملی را به اسم خودشان ثبت کنند اما از راهی دیگر و با ترفندی مشابه حکومت فعلی. اینها که چشم طمع به خاک دیگران دارند همیشه اتحاد و همبستگی احزاب کُرد را چون یک جام زهر می دانند که امیدوارم گوارای وجودشان باشد.  کوتاه عرض کنم هر جریانی که ملی گرایی در آن در جریان نباشد حداقل آنکه دوست جنبش آزادیخواهانه کُرد هم نخواهد بود.

هتوان جاف: به نظر شما چرا در چنین شرایطی عامل و مانع پدید می آید؟
محسن باباخانی:  ما قبل از هر چیزی کُرد هستیم و ملتی هستیم که با این نام و خصوصیات ویژه ی فرهنگی و ... شناخته شده ایم در وهله بعد هر جریان, حزب یا شخصی خود را پیرو و تابع یک ایدئولوژی و ایده می داند که امری خصوصی است. اما این معادله نزد برخی درست عکس است یعنی در وهله اول خود را مطیع, بنده و برده ایدئولوژی و اندیشه ای کرده که در آن ذوب شده است و همین امر باعث می شود تا نقاط مشترک بیشتری داشته باشد با جریاناتی که درست مانند خود آنها در این ایدئولوژی مطلق ذوب شده اند. حاصل آن محصولی نیست جز مهره مطیع شدن. نزد اینگونه جریانات اراده و افکار آزاد و متعهد به ملت یافت نمی شود.   

هتوان جاف: بعنوان آخرین پرسش میخواهم نظر شما را در مورد ترورهای اخیر در شهر پاریس فرانسه بدانم چه کسانی دست دارند و پشت پرده آن کیست؟
محسن باباخانی:  در هر زمانی باید این را بدانیم اگر ضربه و گرزی بر پیکره ی مبارزات کُرد وارد می شود مظنون اصلی و مسئول اول دشمن ماست ما نمونه های مشابهی برای جنبش آزادیخواهانه کُرد در ایران را داریم که در قلب اروپا دو ابر مرد به شهادت رسیدند.
اما در رابطه با این ترورها زمان وقوع آن و اینکه چرا در اروپا انجام گرفت خودش جای بحث است. اما اگر کمی به جایگاه و اندیشه های این سه شهید رجوع کنیم بیشتر میتوانیم به متهم نزدیک شویم. اکنون در ترکیه ظاهراً پروسه ای برای خاتمه مسالمت آمیز به حل مسئله کُرد در این کشور وجود دارد و اینکه دولت ترکیه با مذاکره با آقای اوجالان یا اشخاص دیگری که صلاحیت تصمیم  گیری دارند به یک توافق برسند. اما چرا این ترورها در چنین موقعیت و زمانی صورت گرفت به نظر من ارتباط تنگاتنگی با همین پروسه دارد و هدف آن هم این است که این نشست ها ناتمام و بدون نتیجه باشد و چه جریان و جناح هایی در این ترورها دست دارند و در جهت منفعت چه کسانی است این را آینده مشخص خواهد کرد. فراموش هم نکنیم که چند مورد ترورهای عملی شده و چند تلاش تروریستی خنثی شده در چند سال قبل هست که علیه اعضای رهبری و رده بالای سابق پ.ک.ک در عراق صورت گرفته که تاریخ هم آنها را ثبت کرده است.به نظر من می شود آنها را قدری بررسی کرد و درباره ی ترورهای اخیر سرنخی بدست آورد.  



بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 62
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08 09 10 11 12
مقالات فارسی
آقای روحانی ؛ "GAME OVER"
خروجیهای نظام آموزشی در ایران
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی