ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
سکرتێری گشتی
ماموستا عثمان جعفری: جناحهایی در پشت پرده علیه اتحاد و پیشرفت جنبش آزادیخواهانه ی کورد در شرق کردستان هستند
مصاحبه/ رحیم رشیدی
8 / 12 / 2010
    رحیم رشیدی: به اعتقاد شما عامل اصلی عدم تشکیل جبهه کردستانی در کردستان ایران در حال حاضر چیست؟
عثمان جعفری: به باور چیزی تحت عنوان عامل اصلی وجود ندارد بلکه مجموعه دلایل و عواملی هستند که هر کدام به نوبه خود نقش بهانه و بازدارنده ای را در هر کدام از احزابی که قصد سهیم شدن و یا تشکیل این جبهه را دارند ایفا می کند. بر همین اساس این عوامل از حزبی به حزب دیگر متفاوت است. اگرچه من بر این باورم که این عوامل همان عواملی هستند که در گذشته نیز وجود داشته اند و در حال حاضر هم با قدری تغییر رنگ و شکل از نو بروز کرده است. لذا برای روشن شدن بیشتر موضوع بازگویی مختصر تاریخی از جبهه کردستانی میتواند کمک شایانی باشد که ما نیز بعنوان "اتحادیه دمکراتیک کردستان" در آن سهیم بوده ایم.
از وقتی که ما بعنوان حزبی سیاسی در سال 2005 پا به عرصه سیاسی کُردستان گذاشتیم تا حال حاضر دو بار برای تشکیل جبهه کردستانی اقدام شده است. مرحله اول برمی گردد به سال 2006 که آقای دکتور سامان شالی برای تشکیل این جبهه سعی و تلاش بسیاری نمودند اما متاسفانه جبهه تشکیل نشد. این در حالیست که باید ذکر کنم در آن موقع هنوز احزاب کومله و دمکرات منشعب نشده بودند و نقش اصلی را ایفا می کردند. این دو حزب عامل عدم تشکیل جبهه را به شرکت یا عدم شرکت برخی احزاب گره زدند که به عقیده من دلیل اصلی و آبشخور مسئله این نبود. جدای از این نیز فرآیند تشکیل جبهه به گونه ای نمایان بود که اگر هم شکل می گرفت باز هم جبهه ای محدود و ناهمگن بود.
بعد از این اقدام در سال 2008 نیز مسئله جبهه کردستانی احیا شد. اما این در زمانی بود که متاسفانه حزب دمکرات کردستان ایران و کومله ی انقلابی زحمتکشان کردستان ایران در پی مشکلات و مسائل داخلی دچار انشعاب شده بودند، برای همین نیز شرایط در مقایسه با سال 2006 فرقی اساسی داشت. در آن وقت احزاب به لحاظ مسائل داخلی منظم و یکدست بودند اما ظرفیت و زمینه برای تشکیل جبهه وجود نداشت، در حالی که در سال 2008 علناً جنگ روانی و رسانه ای و .... مابین احزاب منشعب شده و احزاب پایه یا مادر، قابل شهود بود و شرایط را برای تشکیل جبهه قدری خطرناک و سخت کرده بود.
با این اوصاف نیز چند نشست جدی مابین ما و حزب دمکرات کردستان ایران و کومله انقلابی زحمتکشان کردستان ایران برای این منظور شکل گرفت، البته دو حزب دیگر به نامهای سازمان خبات و پارت آزادی کردستان هم حضور داشتند.
این اقدام حقیقاً می توانست اقدامی موثری باشد در جهت انعکاس بیرونی خواست و اهداف جنبش آزادیخواهانه ی کردستان و همچنین میتوانست تاثیری بسزا در سطح داخلی داشته باشد، که نمونه ای عینی بود از کار مشترک، و می توانست مرحله ای نهادینه شده شود برای نسل های آینده در سطح احزاب و سازمانهای سیاسی. اما متاسفانه این اقدام نیز همانگونه که ما پیشبینی کرده بودیم حاصلی در بر نداشت. چون افکار و عملکرد برخی از احزاب شرکت کننده بجای آنکه نفس جبهه را مد نظر داشته باشد بیشتر مشغول مسائل حاشیه ای بود و نتیجتاً در پی مداخلات جناحهای در پشت پرده که ضد اتحاد و پیشرفت جنبش آزادیخواهانه ای کُرد در کردستان ایران هستند این اقدام نیز راه به جای نبرد.
در حال حاضر نیز این مشکلات وجود دارد و احتمالاً مشکلات تازه تری هم باشند، لذا من آنها را بعنوان عامل اول و دوم نمی بینم زیرا وقتی حزبی اراده و تصمیم اش در دست حزب یا احزابی دیگر باشد یا اینکه مثلاً بخشی لاینفک از حزبی دیگر باشد، اینجاست که می بایست در مورد فلسفه ی وجودی، ایده ها و اهداف اساسی ای که  اینگونه احزاب خود را روی آن بنا نهاده اند یا برایشان بنا نهاده شده است قدری تامل کرد. لذا در کل من دو نکته را که در تشکیل جبهه کردستانی حائز اهمیت می دانم و میتواند انگیزه ی تشکیل جبهه کردستان باشد بیان می کنم:
اول اینکه منافع و مصالح ملی در اولویت و بالاترین سطوح  دیگر منافع باشد.
دوم اینکه هر حزبی می بایست در اراده سیاسی و اتخاذ تصمیم مستقل عمل کند. یعنی اینکه خود حزب مذبور مرجع و منبع تصمیم گیری باشد.
جدای از اینها، من فکر میکنم در این شرایط مبهم که احزاب در حالتی ایستا هستند دو موضوع در عدم تشکیل جبهه کردستان مانع هستند، این دو موضوع، متفاوت از دو موضوع پایه ای و اصلی است که پیشتر ذکر کردم.
بدین ترتیب اول اینکه: منافع حزبی در برابر منافع ملی و دیگر اهداف اصلی از اولویت برخوردارند.
دوم اینکه: احزاب بیشتر از گذشته از هم بیگانه شده اند. و این احساس بیگانگی از دو موضوع نشأت می گیرد، اولی آن تغییراتی است که در عملکرد برخی احزاب مشهود و در جایگاه خویش نیز تعجب برانگیز بوده و به گونه ای خودکار احزاب را از هم دور ساخته است و ارتباط مابین آنها را سرد و حتی از بین برده است و دیگری اینکه غیر از تغییر در عملکرد احزاب، ایده تعامل و نزدیکی به احزاب سایر ملل و چسبیدن به جریانات دیگر رشد کرده است که این موضوع توجه آنها را از کردستان و احزاب کردی و جبهه کردستانی دور کرده است.
البته این را هم ذکر کنم که هر حزبی در جایگاه خودش این را بیان می دارد که او مانعی در شکل گیری جبهه نیست در حالی که در عمل همه مانع تشکیل جبهه هستند. لذا من معتقدم همه مسائل فوق موانع و مشکلاتی هستند که سر راه جبهه کردستانی وجود دارند و همانگونه که گفتم نفس مشکل مانند سابق پر برجاست اما در هر مرحله ای بگونه ای دیگر بروز می کند.

    رحیم رشیدی: چرا همکاری و موضعی مشترک برای پاسخگویی در قبال موضوعاتی که کمابیش به همه مرتبط است عملی نمی شود؟
عثمان جعفری: همانگونه که گفتم جبهه کردستانی نیز موضوعی است عمومی و مربوط به همه، و جوابی است که مردم از احزاب می خواهند و احتمالاً مهمترین موضوع نیز باشد، کما اینکه مسایل شخصی و عدم قبول طرفین و نبود فرهنگ همکاری در کارهای مشترک، عواملی است تا موضع مشترک در قبال مسائل همه گیر اتخاذ نشود.
در واقع مسئله مهم و قابل توجه ای وجود دارد که بسیاری از تلاشهای نافرجام در این نقطه با شکست مواجه گردیده و آن مسئله ارتباطات است. آنچه بنده تا بحال شاهد آن بوده ام این است که ارتباط مابین احزاب تاکیکی است و نه استراتژیکی، در حالی که اهداف همه اهدافی استراتژیکیست. در واقع احزاب به گونه ای صحیح در قبال هم تعامل نمی کنند و ارتباطات موجود هم ارتباطی کاذب است. لذا این مسائل مانند پایه مشکلات و موانع موجود، باعث می شود تا هر اقدام و تلاشی  قبل از شروع به شکست منجر شود.

    رحیم رشیدی: به نظر شما آیا همه احزاب کردستان در شرایطی هستند که اگر تحولی در ایران به وجود بیاید بتوانند از این فرصت به نفع حقوق و آزادیهای مردم کردستان سود جویند؟
عثمان جعفری: اگر منظور شما حال حاضر است، من این احتمال را بسیار ضعیف می دانم، حتی اگر شرایط اینگونه بماند من فکر می کنم دیگران از این موقعیت و فرصت سود می جویند و این هم در جهت منافع عامه مردم کردستان نیست. اما به این نیز باور دارم که اگر احزاب با اطمینان و نیت پاک به هم نزدیک شده و همصدا شوند می توانند بهتر و شایسته تر از موقعیت های به وجود آمده سود جویند.

    رحیم رشیدی: در شرایط فعلی پراکندگی احزاب سیاسی، در سطح داخلی و خارجی چه خطراتی را شکل داده است؟
عثمان جعفری: متاسفانه این شرایط بسیار خطرناک هستند و دشمنان  ملت کُرد  و جنبش آزادیخواهانه ای آن در کردستان ایران به آسانی می توانند از آن استفاده کنند. چون آنها چندین سال است که توطئه می چینند و پروژه های تخریبی داشته و دارند اما نتوانستند نتیجه ای آنگونه که باید و شاید از آن بگیرند، در حالی که اکنون این شرایط برای آنها مهیا شده است. برای همین تکرار می کنم که در این شرایط است که احزاب بطور خودکار یا ناگزیز از هم دور می شوند و این نیز بسیار خطرناک است. زیرا اپوزیسیون از شکل تقریبا مسنجم فعلی می افتد و اگر شرایط بر این همین منوال ادامه داشته باشد باید منتظر چیزهای خطرناکتری هم باشیم.

    رحیم رشیدی: منافع تشکیل جبهه کردستانی یا موضعی همه گیر و مشترک مابین احزاب سیاسی، برای مسئله سیاسی کُرد در ایران چیست؟
عثمان جعفری: وقتی جبهه ای تشکیل می شود بدون شک صدای نیرومندتر نیز متولد می شود، تصمیمات قاطع و موثرتر گرفته و اعلام می شود و متعاقب آن مردم نیز مخاطب یک تریبون می شوند و خط مشیء و برنامه مبارزاتی خود را برپایه منتشرات این تریبون تنظیم می کنند. و نتیجتاً اتحاد نیز در سطح مردم به وجود می آید که به معنای طی کردن مقطعی حساس از مبارزه و بسیج همگانی مردم است.
از سوی دیگر جبهه یا موضع مشترک، نقش کُرد را در برابر هر جنبش و حزب و احزاب دیگر ایرانی  دارای اهمیت و تاثیرگذاری می کند. همچنین اتخاذ هرگونه موضع و تصمیم در عملکرد این جبهه، از سوی جمهوری اسلامی ایران بسیار جدیدتر گرفته می شود.
به این ترتیب اگر در خصوص مسئله جبهه کردستانی کمی تامل و دقت کنیم و شرایط را مورد ارزیابی قرار دهیم به این نتیجه می رسیم که برخی حزبها هستند که احزاب دیگر می بایست حول محوریت آنها البته در خصوص جبهه کردستانی، جمع شوند و آنها نیز به جایگاه و پایگاه خویش آگاه باشند، در این صورت می بایست آنها در خصوص جبهه پیشقدم شوند، چون دارای پیشینه کاری سیاسی بیشتری هستند و این باعث می شود تا این امر قبل از هر حزبی بر عهده آنها باشد. در واقع اگر بخواهم در یک جمله جبهه کردستانی را توصیف کنم میگویم که جبهه کردستانی یعنی همصدایی و شروع فرآیندی متفاوت در مبارزات ملی.

    رحیم رشیدی: به نظر شما فارغ از نقاط تفاوت، آیا مجموعه ای نقاط مشترک نیز مابین همه وجود ندارد که لازم است برای منافع همگانی بر روی این نقاط تاکید کنیم؟
عثمان جعفری: من نیز بر این باورم که نقطه های تفاوتی وجود دارد، اما آیا این نقاط تفاوت تئوریک و فکری هستند؟ بدون شک خیر. اگر تئوریک و فکری می بودند لااقل بعد از چند نشست و گفتگو مابین احزاب که به منظور همکاری و کارهای مشترک شکل می گرفت این احزاب به یک نقطه تفاهم و درک متقابل می رسیدند، و یا شاید در بحث و مناقشه در باب این تفاوت ایده و نظرها، فکر و ایده ای نو و مورد پسند همه متولد میشد. خود این امر نتیجه مثبتی را در ساختار احزاب نیز بدنبال داشت.
با این مسئله هم موافقم که مجموعه ای نقاط مشترک و مهم وجود دارند که اساس فلسفه ی وجودی ما هستند. این نقاط استراتژیکی هستند و ما را تحت عنوان اپوزیسیون تعریف می کند اما همانگونه که گفتم اهداف استراتژیکی در محافل و نشستهای رسمی و جدی احزاب با هم، از سوی برخی از این احزاب به حاشیه رانده می شود و مسائل و موضوعات کم اهمیت تری مطرح می شود.

    رحیم رشیدی: بعد از برگشت به کشور و با توجه به این فرهنگ سیاسی که اکنون در میان احزاب کردی اپوزیسیون ایران به چشم می خورد، خطر جنگ داخلی تا چه حد محتمل است؟
عثمان جعفری: با این فرهنگ فعلی احتمال هر چیزی وجود دارد اما نه من و نه کس دیگری از آینده خبر ندارد که چ روی خواهد داد و چه تغییر یا تحولاتی در سطح ایران و حتی احزاب به وجود خواهد آمد. واضحتر بگویم یعنی اینکه آیا حکومت فعلی ایران در پی یک جنگ همه جانبه سقوط خواهد کرد و احزاب به کشور بازخواهند گشت، یا فرضاً احزاب کُرد، کردستان را از زیر سلطه حکومت فعلی آزاد خواهند کرد و در کردستان مستقر خواهند شد یا مثلا با وجود حاکمیت نظام فعلی احزاب به ایران برخواهندگشت و نمونه های متعدد دیگر و از این دست. منظورم بنده این است که هر کدام از اینها چارچوب بخصوصی از بازگشت و ورود به ایران را تحمیل می کند. از سوی دیگر اگر این احتمالات را مد نظر نداشته باشیم و هیچ پیشفرضی را در خصوص این مسئله مورد توجه قرار ندهیم می بایست با مشاهده اوضاع فعلی احزاب به این نتیجه برسیم که در آینده چگونه می خواهند با هم تعامل و مماشات داشته باشند؟ به نظر من جواب این سوال لازم به بررسی و تحقیق و کار تخصصی نخواهد داشت و پاسخی عیان و آشکار است.

    رحیم رشیدی: شما برای آنکه جنگ داخلی شکل نگیرد چه کرده اید و در این حوزه چه پروژه ای دارید؟
عثمان جعفری: قبل از اینکه پاسخ سوال شما را عرض کنم من هم می پرسم آتش جنگ داخلی چرا باید افروخته شود؟ اگر اینگونه باشد معلوم است که در شکل مراسم سالانه ایست که لاجرم می بایست تکرار شود! اما در حقیقت اگر جنگ داخلی بخواهد شکل بگیرد نه پروژه  می تواند آن را خنثی کند و نه پروژه هم میتواند مانع از وقوع آن شود. چون وقتی جنگ داخلی به مقطعی رسید که بحث و جدال و چگونگی آن محل جدل و بحث بود، یعنی اینکه تحمیل شده و می بایست عملی شود. در این صورت نه ما و نه هیچ حزب دیگری نمی تواند مانع از وقوع آن شود و تنها احزابی می توانند مانع از آن شوند که همان احزابی هستند که در صدد برافروختن جنگ داخلی می باشند.
ما در این باره فقط یک پیشنهاد داریم اما قبل از طرح آن باید بگویم اگر جغرافیای کردستان و اهداف کلی به صورتی نهادینه شده در اولویت فکری ـ عملی هر حزب قرار بگیرد مطمئن هستم نه تنها جنگ داخلی به وجود نمی آید بلکه احزاب در شرایطی کاملاً دمکراتیک حامی یکدیگر هم خواهند بود.
پیشنهاد و سعی ما هم بر این بوده که  جبهه ای کردستانی تشکیل شود که در آن قوانین حقوقی ای وضع شود که برای حال و آینده مورد استفاده قرار گیرد و همه نیز پیرو و مطیع این قوانین باشند. یعنی این قوانین با حضور و نظر همه احزاب وضع شود و به صورت رسمی اجرایی شود. بعد از آن نیز مکانیسم و نیروی فوق همه احزاب تشکیل شود که کار آن برخورد با حزب و احزابی باشد که بخواهد از این قوانین سرپیچی یا آن را دور بزند. و بدون شک این نیرو می بایست توان کنترل آنها را داشته باشد. یکی از وظایف اصلی این مکانیسم نیز این خواهد بود که هر حزب و احزابی که درصدد افروختن آتش جنگ داخلی هستند را کنترل کند.
وارای این مسئله ما بر این باوریم در هیچ شرایطی نباید احزاب مسلح در کردستان وجود داشته باشد زیرا این مسئله به خودی خود احتمال وقوع هر حادثه ای را تا پایینترین سطح کاهش می دهد.

    رحیم رشیدی: تا چه میزان به آزادی فعالیت های سیاسی معتقدید و آیا حاضرید در آینده برای حل مسائل و گریز از تنگناها به اسلحه پناه ببرید؟
عثمان جعفری: ما حزبی سیاسی هستیم و به آزادی فعالیت سیاسی و تکثرگرایی در هر شرایط و موقعیتی باور داریم. ایده ما نیز به مانند اتحادیه دمکراتیک کردستان جوانه ای روییده از این ریشه است.
اما برای قسمت دوم سوال شما می بایست بگویم تا چه موانع و مشکلاتی بوده و چگونه و در چه سطحی باشد؟ اگر منظورم شما مسائل و مشکلاتی است که مانند حزب با آن روبرو می شویم بایستی بگویم که ما به دفاع مشروع باور داریم و از آن استفاده خواهیم کرد و بدون شک تنها وظیفه این نیرو همان دفاع خواهد بود. لذا ما راه حل مشکلات و موانع را بر روی مبانی دیالوگ و عرف سیاسی بنا نهاده ایم که خط مشیء و باور ساختاریی ماست.
اما اگر منظورم شما از مسائل و مشکلات، آن دسته از مشکلاتی است که در راه تحقق حقوق ملی ملت کُرد به وجود می آید، مسئله قدری متفاوتتر می شود، اما در هر حال ما به مبارزه سیاسی و به طبع آن مبارزات مسالمت آمیز معتقدیم و پیشرفت فکری و ذهنی توده های مردم را از هر موضوع دیگری مهمتر و ارجحتر می دانیم. زیرا وقتی این پیشرفت فکری و ذهنی حاصل شد خواسته های دیگر نیز تحقق می یابند.
شرایط جنگ و ناآرامی همیشه جوامع را به عقب و پسرفت برده است، خصوصا در حال حاضر پایه و اساس جامعه را در هم خواهد فرو ریخت و آن را به سوی شرایط خطرناکی سوق می دهد. لذا این شرایط در جهت منافع  و مصالح مردم کردستان نخواهد بود و تنها رانت جنگ و تاجران تسلیحات از آن سود خواهند جست.
باید این را هم اضافه کنم اگر شرایط به صورت عینی و ذهنی برای احقاق حقوق ملی با استفاده از جنگ مسلحانه ی احزاب مهیا شد ما نیز مانند هر حزب دیگر کردستانی از این قاعده مستثنی نیستم.

    رحیم رشیدی: اگر اینگونه است، چرا پیشقدم نمی شوید تا همه طرفین بر روی این مسئله به تفاهم برسند که هیچ طرفی برای حل مشکلات خویش با طرف دیگر، به جنگ مسلحانه متوسل نشود؟
عثمان جعفری: مشکلات و سوء تفاهم همیشه هست، لذا این احزاب هستند که می بایست به این درک وعقلیت رسیده باشند که برای حل و فصل مشکلات و سوء تفاهم ها نمی بایست زبان اسلحه را به کار ببرند و سعی نمایند سیاست مونولوگی خود را تحمیل نمایند. برای همین خیلی مسائل هست که به دو گونه حل و فصل می شود، یکی از آنها همانگونه که اشاره کردم آنست که احزاب خود به این قناعت و باور برسند که زبان اسلحه راه صحیح و حل نیست، زیرا اگر آسایش و راحتی و آزادی و پیشرفت مردم را می خواهند مطمئناً اسلحه همه آنها را از بین خواهد برد.
حل دوم این است که مکانیسمی همه گیر وجود داشته باشد که نیروی تاثیرگذاری آن بیشتر و فوق احزاب باشد که بتواند مانع از بکار بردن زبان اسلحه برای حل مشکلات و سوء تفاهمات از سوی احزاب شود و در ثانی همه نیز می بایست حامی این مکانیسم بوده و علیه نقض کنندگان این قوانین و دشمنان آن باشند.
اما اگر منظور شما از طرفین، اپوزیسیون و جمهوری اسلامی ایران است ما بعنوان یک حزب تا جایی که توانسته ایم در میان اپوزیسیون کُردی سعی کرده ایم که ایده جنگ مسلحانه را کمرنگ کنیم و اشکال متفاوت تر مبارزه را نشر دهیم. لذا اگر همه با اعتقادی راسخ و نه از روی تاکتیک، به این مهم برسیم که جامعه ما احتیاج به مبارزات مدنی و سیاسی و انقلاب ذهنی دارد، بدون شک جمهوری اسلامی ایران نیز ناگزیر خواهد بود که موضع و عملکرد خویش را در برابر اپوزیسیون تغییر دهد.


بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 62
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08 09 10 11 12
سکرتێری گشتی
مصاحبه رادیو و وبسایت کوردانه با آقای عثما جعفری: تلاش برای «حل دموکراتیک» مشکلات روژهلات کوردستان شرکت فعال در انتخابات یا تحریم
سکرتێری گشتیی یەکێتیی دیموکراتی کوردستان بەڕێز کاک عوسمانی جەعفەری پەیامێکی هاوخەمی ئاراستەی کاک محەممەدی حاجی مەحموود سکرتێری گشتی حیزبی سوسیالیست دیمۆکراتی کوردستان دەکات کە دەقەکەی بە شێوەی خوارەوەیە
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی