ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
مقالات فارسی
به نام بلوط
مهرگان مقدسی
27 / 6 / 2010
زاگرس، قوت قلب دوران بی سوادی و سنگ صبور ناله و زجر قوم لر در زمان تراوش نفت از چشمه های فقر این نژاد کم ادعا. سلامی با عطر آویشن و چویل خدمت شما خواننده ی این مطلب. موس رو تکون نده. پنجره رو نبند دوست هم طایفه و تبار من. گوش کن نوای نی چوپان گله برده به دندان نیش گرگ را. گرگان مسخ شده به طاعون قدرت و رویای مذهب آنان که با کلت از پشت شلیک کردن به منیای ما. من لرم، جغرافیا یعنی جبر گسل ها و دره ها ولی آنجا که نقطه ی مشترک یک نژاد است زاویه های پنهان مانده در فرهنگ آنان است. و رازهای یک پارچگی یک نژاد آشکار کردن این زاویه های پنهان است.
دوست ندارم برای بیان مکانم به شما طول و عرض جغرافیایی بدهم. ولی بدانید نشان به این نشان که در انتهای پهنای پر بلوط زاگرس ما بین خلیج فارس و ارتفاعات این رشته کوه با اسم رمز خامی که برای کوهنوردان قله نورد نامیست آشنا در سرزمین نام گرفته به اسم کهگیلویه نفسم با همنفسان لرم در  به همراه مسجد سلیمان و بهبهان و نورآباد و دیلم و دهدشت و باشت و بویر احمد و البته همسایگان ایلیاتی ترکم در فرهنگ تار و نوای قشقایی هم سرشت است.
ما همه رشته های فاصله گرفته از کردستان عزیز ولی صدا در غیرت و میهن پرستی و شباهت با نوای ملکوتی و حماسی در میدان رزمیم. برادر کردم ما بی سکون نیستیم. آریایی عاری از بدی هستیم، تشنه ی آزادی ولی جهل زمانه در جبر زندگی پدرانمان را در صفهای کوپن، پی قند و شکر تلخ، پیر نمود. ما فرزندان صف نگرفته در حق خویش هستیم.
ما لریم پروش یافته در طبیعت سنگ و کلکله بردیم. ما لریم عاشق برنو و صحرا و ایل و سبزه و چشمه. طاقتمان به بلندی دنا، سرو آزادگیمان سبز در سرما و گرما. هموطن عزیزم در لکنت جمله هایم اگر مرا نشناختی زاگرس را ببین و بخوان تا زلال دختران ایل من در مشک ها و سایبان سیاه چادرها به شما این مردم و سرزمین را معرفی کند. این سرزمین قریب به 50% نفت ایران این اساره ی آبادانی بخش را تولید می کنند که در کیسه های به هم دوخته ی تازه صاحبان سند خورده به نام خود و تبارشان می رود. عقربان لانه کرده در عبای مذهب. شیر نفت در چنگ پدران ما بود ولی سواد و آگاهی آن را نداشتند که به کدام طرف بچرخانندش. این  سیه بی هیچ صلاحی فلج کننده ی هر رژیمیست و آگاهی آن  رسالتی که بر عهده ما قلم به دستان است تا ایدولوژی بیداری را طراحی نماییم. فقرآباد و اجدادی عجین شده با بیداد اعتیاد و فحشای ناگزیراز فرط فقر تنها ره آورد این مردم نشسته بر ثروت خدا دادیست.
طبل ها را بکوبید، فریاد بزنید از ته هنجره که به خدا ما لایق بهتر از این ها هستیم.
نفت و گاز و حتی آبمان را فروختید و می دانیم  ده درصد معادن جهان را در سینه داریم . مالایق گدایی نیستیم. مال خودمان را به خودمان بدهید. آگهی های مرگ روی دیوارهای شهرمان را با دقت نگاه کنید.
چهره های ناکامشان را ببیند. زیر آگهی ترحیمشان نوشته «آری او توی رگش ترزیق کرده . مرده ؟؟» ترزیق و تریاک و توهم و تحقیر شایسته ما نیست.
چرا آمار جوان مرگان ایران را بیرون نمی دهید. شما که دستی در آمار با نک مرکزی داری و هی به رخ مردم می کشی می دانی که چند درصد مردم ما فقیراند؟ این بیست و پنج میلیون به چه امید به شما رای داده اند؟
سیاه سیاست نثارتان باد، ما سفیدیم.
خونشان به خروش رود زهره و شابهرام می ماند. ما سی سال نظاره کرده ایم، طاقتمان در طول تاریخ بی مثال است ولی طاق طاقتمان طاق شد. دیگر جایی برای سکوت نیست. سالهای وبا و حصبه گذشت ما همه با سوادیم و می توانیم نام تبار خویش رابلند کنیم. سال هاست که کردستان و سیستان می جنگد، چند یست که تهران بیدار می باشد و ما هم دیگر بالین خود را جمع نموده ایم وفریاد برمی آوریم که ما هم آماده ایم.


بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 58
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08
مقالات فارسی
آنالیز مسئله انتخابات ریاست جمهوری در جمهوری اسلامی
نگاهی اجمالی به روند پیدایش اعتیاد و کاهش سن زنان آسیب دیده ایران
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی