ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
مقالات فارسی
پنـج سال فعالیت و وقوع رویدادهای اجتمـاعی ـ سیـاسی مـورد انتظار
محمد خوشچهره
4 / 6 / 2010
قبل از ورد به مبحث اصلی لازم می دانم که بحث تغییر و تحولات جهانی و فرهنگ حاکم بر جهان امروز، و همچنین فلسفه تشکیل سازمانی نوینی به نام اتحادیه دمکراتیک کردستان  را ارائه دهم.
شاید کمتر کسی باور می کرد که تشکیل سازمان نوینی با بافت فکری اصلاح طلب و دگرگون خواه مترقی به نام اتحادیه دمکراتیک کردستان حاصل شرایط جدید منطقه ای و جهانی است که حامل پیام و نگرش مهمی از رویکرد نوینی در مبارزات سیاسی است که بکارگیری اهرمهای نوین فشار بر حاکمیت دیکتاتوری و فاناتیزم دینی را نه در راهکارهای مبارزات قدیمی و روشهای کلاسیک قرن بیستمی بلکه در پیش گیری مبارزات فکری میانه روانه ای میداند که در برابر گفتمان خشن  ایدئولوژیکی نظام جمهوری اسلامی ایران، فوران سازی خواسته های مردمی به شیوه ی مبارزات مسالمت جویانه نظام، را به زانو در خواهد آورد.
حال با توجه به رویدادهای یک سال گذشته در جامعه ایران و تلاش مذبوحانه نظام اسلامی برای فرار رو به جلو از چنین مخمصه ای میتوان به خوبی دریافت که نظام ایدئولوژیک و مقّید به اعتقادات خاص، توانایی مقابله و سرکوب موج خروشان خواسته های مدنی جامعه و اصلاح طلبی و دگرگون خواهی در ساختار سیستم را دارا نیست و جنبش مدنی و مبارزات مسالمت آمیز و خشونت پرهیز و فشرده جامعه بسان توده نواری و نرم فلزی خواهد بود که چاقوی تیز حاکمیت جمهوری اسلامی را کُند و کُندتر می نماید و بازتاب چنین مبارزاتی در سطح جامعه و درستاوردهای چنین روشی در صدر نگرشها و نظریه های مبارزاتی اتحادیه دمکراتیک کردستان ، همیشه و از بدو تاسیس (20/05/2005) تاکنون بعنوان مشی و راهکار مبارزاتی نوین مطرح بوده است که خود این سازه نوین، حاصل شرایط درونی و بیرونی جامعه ایران و کردستان بوده است.
 اتحادیه دمکراتیک کردستان با درک  واقعیت و شناخت اهمیت جنبشهای اجتماعی و درک گفتمان نظام اسلامی، به این نتیجه رسیده بود که بهترین عمل ممکن برای تغییر در ساختار سیاسی فعلی و گذار ازنظام اسلامی ایران و به دمکراسی و مردمی کردن حکومت در ایران، در پیش گرفتن مبارزات مدنی، حمایت از جنبشهای اجتماعی و متد نرم در عمل و گفتمان سیاسی است

شرایط مسبب و محرک تشکیل این سازه نوین (اتحادیه دمکراتیک کردستان) متاثر از شرایط و اتمسفر نوین حاکم بر جهان بود. جهانی که یک قرن از  تندروی، جنگ افروزی و بی ثباتی امنی را پشت سر گذاشته بود و گسست این حلقه بهم پیوسته تندروی و جنگ افروزی با فروریختن دیوار برلین و قبل از ان در سال 1986 به اجرا گذاشتن طرحهای گلاسنوست(فضای باز سیاسی) و پرسترویکا (گشایش اقتصادی) از جانب گورباچف همراه بود که وقوع چنین حادثه عظیم تاریخی و اجرای چنین طرحهایی موج رو به گسترش دگرگون خواهی و درک نیاز به تغییر رویکرد بود و نهایتاً منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد، لذا با این فروپاشی نقطه پایانی بر جنگ سرد گذاشته شد.
اگرچه نظام دو قطبی جهانی و جنگ سرد پایان یافت اما تفکر و نگرش جنگ سرد و جبهه گیریهای فکری در میان جوامع جهان سومی و تشکیلات و احزاب و سازمانهای سیاسی به قوت خود باقی ماند. و با نگرشی دُگم بر اجرای تفکرات منقضی خود پای می فشردند که همین نحوه نگرش باعث عملکرد نامعقول و غیر علمی جریانات و سیستمهای سیاسی ای شد که بعداً در حوزه بالکان و خاورمیانه نتایج آن را همگی شاهد بودیم؛ نتایجی همچون اضمحلال فکری، ریزش ساختاری، انشعاب و انشقاق سیستمی و جغرافیای سیاسی، تنزل پایگاه سیاسی ـ اجتماعی و نهایتاً انهدام سیستم سیاسی و سرنگونی تعدای از رژیم های فکری قرن بیستمی را به همراه داشت که همچنان بر عدم تغییر نگرش و رویکرد خود پای می فشردند.
نقطه عطف تغییرات پایانی قرن بیستم ظهور اندیشه های اصلاح طلبی و دگرگون خواهی میانه روانه ای بود که به اهمیت آن روز به روز نیز افزوده می شود. تفکراتی و اندیشه های که برگرفته از نحوه مبارزات مدتی و جنبش های اجتماعی دهه ی هفتاد می باشد. جنبشی با عملکرد نرم و بهره گیری از اتمسفر و فضای نوین ایجاد شده در سطح جامعه جهانی که مشی دموکراسی خواهی و اصلاح سازی نظام فکری حاکم بر جوامع بشری را مد نظر قرار داده بود. و در این میان با مبانی دموکراسی و ارائه تعریفی واحد از آن و بکاگیری پدیده نوین دیگری به نام گلوبالیسم و با در اختیار گرفتن فناوریهای علمی و تکنولوژیکی حاصل از پیشرفت دانش بشری توانست نشر و گسترش یابد و نسب به شرایط خاص اکوزیستی و زیست اجتماعی جوامع مختلف به بیان دیدگاههای متفاوت برخاسته از خواسته های واقعی درون زاد این جوامع بپردازد.
موج گسترش تفکرات میانه روانه برخلاف ایدئولوژی های سیاسی و آیینی حاصل تغییر نگرش به وضعیت موجود و برون رفت از یک سده بحران بود که خود را در قامت و قالب نمودار دموکراسی خواهی و نشر حقوق بشر به مثابه یک نیاز انسانی که معنای پایه قوانین حاکم بر جوامع بشری می باشد نمایان می شد و در این راستا پیشرفت دانش جوامع مختلف، به هم پیوستگی اقتصاد جهانی و تبادل و تزریق تکنولوژی در داخل بازارهای جهانی و همچنین پیشرفت و گسترش ارتباطات همراه با دانش و تکنولوژی آن در سطح بین الملل، جهان را به مثابه یک دهکده در عصر ارتباطات قرار داد که مراوده و ارتباط فرهنگها و سنتز میان آنها باعث فرهنگ جهانشمول تری شد که خمیر مایه ی اصلی نشو و نمای همچین فرهنگی، فرهنگ تعامل صحیح و خوی تغییرات دائمی با رویکرد اصلاح طلبی بر پایه ی احترام به حقوق بشر است؛ همین مسئله و بررسی خواسته های حقوقی و سیاسی جوامع در حال رُشد که اخصاً ایران را شامل می شد سیستم های حکومتی و سیاسی حاکم بر این جوامع را به چالش کشید که جریانات سیاسی درونی و بیرونی موجود در جوامع را نیز به لرزه درآورد.
اگرچه نظام جمهوری اسلامی ایران حاصل جریانات و تفکرات رو به رُشد اسلام گرایی دهه ی هفتاد بود و این تفکرات اسلام گرایی تا حدودی معتدل عمل می کردند اما با بر تخت اریکه قدرت تکیه دادن نظام جمهوری اسلامی، رویکرد این جریانات اسلام گرایی درنقاط مختلف خاورمیانه تغییر کرد و با عقبگرد به تاریخ جهل، استبدادگرایی و خشونت گرایی هزینه های هنگفت انسانی و مادی جبران ناپذیری را بر پیکره این جوامع وارد کردند که در مقابل نیز جریانات چپگرا و سیستم های حکومتی ـ منطقه ای نیز همان رویکرد را در برابر چنین جریاناتی در پیش گرفتند که نتایج بدتری را به بارآورد. و این زائیده تفکرات همان دوران قرن بیستمی و منطق دوست ودشمن و خودی و غیرخودی بود که ماحصل دو قطبی بودن جهان و توهم زایی روز افزون در ترسیم دشمن فرضی است که مجالی را برای ابراز عقیده و منفذی برای درج بیان آزاد این عقاید قائل نبود.
در برابر نگرش این دو تفکر قرن بیستمی جریان سومی در داخل جوامع سومی شروع به نشو ونما نمود. با توجه به آنچه که شرایط جهانی بعد از نظام دو قطبی ایجاد کرده بود و بهره گیری و اشتراک گذاری تکنولوژی و دانش ارتباطات سریع و تبادل فرهنگی میان تمدنها را آسانتر و سریع تر نموده بود که همان جریان اصلاح طلبی و میانه روانه در معادلات سیاسی دورن حاکمیت و تغییرات تدریجی قوانین ناقض حقوق بشری است که امروزه در اکثر جوامع به غیر از نظام جمهوری اسلامی ایران، بوقوع پیوسته است. اما علت عدم  موفقیت آن در ایران خود جای بحث است که بیان خواهد شد.
تغییرات ملموس و عینی در خاورمیانه همراه با حمله حکومت بعث به کشور کویت و اشغال این کشور این کشور در سال 1990 بود که جامعه بین المللی را وادار به مداخله مستقیم نظامی نمود که خود همین مسئله نیز با اختیار کردن فاکتور تک قطبی بودن جهان و عدم وجود دو قطب مخالف بود که راه را برای پدید آوردن تغییرات منطقه ای در خاورمیانه همراه نمود. واقعیت مسئله نظامهای حاکم برخاورمیانه این است که این سیستم ها میراث استعماری اروپا و همچنین میراث قرن بیستمی تفکرات فرادست و فرودستی آن دوران بودند که هنوز نیز این تفکرات در منطقه و مخصوصاً ایران حاکم است که در ادامه مبحث ما اختصاصاً ایران خواهد بود.
این تفکرات با رواج خشونت گرایی و میل به سرکوب در منطقه و با حمایت نکردن ازگروه های ملی فرودست، همیشه عامل و فاکتور مهمی در تشکیل حرکات و جریانات خشونت پسند بوده اند. که برخی از این جریانات برای احقاق حقوق مسلم خود که شامل اپوزیسیون و احزاب ملی گرای فرودست و برخی از جریانات دیگر مانند رانت های قدرت و جنگ در درون سیستمهای حکومتی هستند که جریان و رانت های جنگ و قدرت درون حکومت برای پیشبرد اهداف سیاسی در دستیابی به قدرت و تامین منافع مادی خود در اقتصاد جنگ، مهمترین بازیگران خشونت گرایی در منطقه بوده اند.
دهه نود قرن بیستم مخصوصا نیمه دوم این دهه، حامل تغییرات مهمی بود، از یک طرف خستگی مفرط جامعه ایرانی از تندرویی و جنگ و از سوی دیگر معادلات جدید منطقه ای و بین المللی همراه با پدیده روبه رُشد ارتباطات جمعی ارائه شده از طرف بازاریابیهای اقتصادی گلوبالیزم، زمینه مهم و مناسبی را برای تغییر نگرش سیاسی و عملکرد حاصل از آن فراهم نمود. کردستان ایران همراه با به قدرت رسیدن حاکمیت جمهوری اسلامی ایران صحنه مبارزات مردمی و هجوم نیروهای حکومتی به این مناطق مظلوم بود که به مدت طولانی چندین ساله و به طور مستمر ادامه داشت، و از طرف دیگر با هجوم نیروهای چند ملیتی به رهبری آمریکا به عراق و باز پس گیری کویت و تمهید چتر امنیتی در مدارهای مشخص برای کُردها در شمال عراق وعربهای شیعه در جنوب این کشور، زمینه برای دستیابی به آرزوی چندین دهه  تشکیل دولت کُردی فراهم شد؛ حکومت نوپای کردستان عراق و وابستگی اقتصادی به بیرون از حوزه جغرافیای اقتصادی کردستان و همچنین احتیاج به راه ارتباطی زمینی، زمینه را برای دخالت جمهوری اسلامی ایران در کردستان عراق فراهم نمود و باعث شد که برای تامین امنیت و معیشت مردمی کردستان عراق، احزاب کردستان ایران فعالیت های نظامی خود را کاهش و در مناطق دورتری از مرز با ایران قرار گیرند. لذا خود همین مسئله باعث خلاء سیاسی در درون جامعه کردستان ایران شد.
 با میانه روترین روشها و مسالمت آمیزترین ابزارها، می توان تغییرات اساسی را ایجاد نمود که ساختارهای کهنه را با افکار و ایده های سیاسی اش به صفحات تاریخ سپرد و با جایگزین کردن سیستم نوینی که بنیانهای واقعی یک سیستم دمکرات و مردمی را دارا باشد از یک گذار تاریخی به بهترین شیوه ی ممکن استفاده کرد، که کمترین هزینه های  مادی و معنوی (انسانی) را به خاطرش داد و با متدهای مبارزاتی نوین در قرن بیست و یکم راههای بهانه گیریهای دشمن را گرفت و توانایی عکس العملی شدید و انتقام گیری های خطرناک را از وی سلب کرد. و درعین حال نیز قدم در راه ناکارآمد کردن سیستم دشمن برداشت

در چنین شرایطی بود که طیفهایی از حاکمیت جمهوری اسلامی با درک واقعیت جامعه ایران که گرایش به سوی آرامش و آسایش و همچنین دوری گزینی از ادبیات خشن جنگ و ارعاب داشت با فراخوانی به سوی اصلاحات اساسی در سیاست کشور و اجرای  اصول معوق مانده قانون اساسی که بیان کننده جزئی از حقوق قشرهای مختلف از طیفهای گوناگون فکری و عقیدتی و همچنین قومی و ملی بود توانست جو میانه روی را در افکار عمومی کشور وارد نماید و همزمان با این روند ارتباطات گسترده و به راه افتادن شبکه های ماهواره ای تا حدودی به روشنگری افکار عمومی به سوی دمکراسی و احقاق حقوق خود (مانندmed tv) و رعايت حقوق بشر  بپردازند و خط اصلاحات بعنوان یک نیاز مبرم در جامعه مشخص و صدایی رساتر از رادیکالیسم عقیدتی و ایدئولوژیکی حاکم داشت و در این میان کُردها نیز با حمایت بی شائبه وگسترده خود که در تاریخ ایران بی سابقه بود به حمایت از اصلاحات و به جانبداری از این طیف پرداخت، به امید تحقق جزئی ترین حقوق خود در اصول قانون اساسی که اجرایی نشده بودند.
تا زمان دولت اصلاحات در نظام اسلامی، مفهوم جنبش های اجتماعی و مبارزات مدنی تقریباً در داخل جامعه ایران مفهومی بیگانه بود، زیرا طی چندین دهه گذشته که همواره استبداد و خشونت گرایی امر واقع در اجرای سیاست و پیشبرد منافع پیوست به آن در داخل جامعه و به شیوه ای سیستماتیک آموزش و اجرا می شد، اما در این زمان بود که نیروهای روشنفکر جامعه با درک نیاز تاریخی در این برهه از زمان در ارتقاء فرهنگ عامه با مفاهیمی از جنبش های اجتماعی و کارزار فرهنگی، مراوده و گفتگوی فرهنگی و تمدنی و دوری گزینی از خشونت و کنار زدن چتر استبداد و دیکتاتوریت کوشا شدند. و این روند با روند جهانی چنین مفاهیمی در یک جهت و به صورت یک فرهنگ بزرگتر در سطح جهانی و با نام بنیانهای دمکراسی و جدای از قانون اساسی ، نظام پارلمانی ، احزاب سیاسی و مطبوعات آزاد همخوانی داشت و آن جنبش های اجتماعی و فعالیت ها و مبارزات مدنی در احقاق حقوق مسلم خود بود که این روش با بهره گیری از بیان آزاد عقیده به روشنگری و تفاهم و تفهیم پرداخت.
اما از آنجایی که نظام جمهوری اسلامی ایران یک نظام ایدئولوژیک با ساختاری از تفکرات جداگانه قرن بیستمی و عقیدتی آیینی میباشد و خود در دوران  جنگ سرد تشکیل و سازماندهی حکومتی یافته بود و خصوصیات دوران جنگ سرد در گفتمان سیاسی و عکس العمل دستوراتی خود را به همراه داشت و دائماً با تبلیغات سنگین از طریق امکانات رسانه ای غول پیکر خود، به فرافکنی افکار عمومی و بزرگنمایی تهدیدات دشمن (بعضاً فرضی) می پردازد و این نوع نظامهای میراثی قرن بیستم و جریانات سیاسی هم ساختار با این میراث، بدون دشمن و دشمن تراشی توانایی اداره جامعه و سیستم خود را نخواهند داشت و در برابر اصلاحات و حرکات میانه و تفکرات وابسته به چنین جریاناتی از توانایی کافی برای همسان سازی خود و همسو کردن خود با تفکرات غالب جامعه را ندارد و با فرض هماهنگ کردن خود با چنین جریاناتی، ناامنی در ساختار و از دست دادن منافع و یا پایگاه سیاسی و قدرتی خود را احساس می نمایند. برای همین پروسه، اصلاحات و دولت اصلاحات در ایران به شکست انجامید و نه تنها ساختار اقتدارگرای حاکمیت و جریانات رادیکال و خشونت طلب نظام اسلامی بلکه بی تجربه گی در شیوه اصلاحات و نداشتن مکانیسم لازم برای اجرای اصلاحات از بزرگترین ضربه های کشنده برای جریانات میانه رو جامعه ایرانی بود که در این میان قشر تحصیل کرده و روشنفکران کردستان ایران با سازماندهی جذابی در دوران اصلاحات توانسته بود کارهای فرهنگی و سیاسی مهمی را در قالب انجمن های ادبی و فرهنگی و جنبش اصلاح طلبی کُرد به راه بیاندازد. اما چون اصلاحات به شکست انجامید قشر میانه رو و اصلاح طلب از این طیف تحصیل کردگان جامعه کردستان به ناچار برای ادامه فعالیت خود به شیوه ی سازماندهی شده جهت عکس و همسو با جریانات مخالف نظام اسلامی را برگزیدند که در آن زمان به علت موج جهانگیری و ارتباطات ماهواره ای، تفکرات ناسیونالیستی در کردستان ایران تقویت شده بود و با بسته شدن کانال اصلاحات در ایران، پتانسیل خود را کانالیزه جریانات سیاسی و احزاب کردستان در بیرون از مرزها نمود.
نیروهای اصلاح طلب کُرد به مبارزات مدنی و جنبشهای اجتماعی ایمانی محرض داشتند و در این راه نیز تلاشهای شایان توجهی را در نهادینه کردن جنبشهای اجتماعی انجام دادند که متاسفانه چون ساختار حکومتی نظام اسلامی و رانت های جنگ و مافیای قدرت نمی خواستند اصلاحاتی به انجام برسد و بنیانهای دمکراسی جایگزین ساختار کهنه حکومتی شود، جنبش اصلاحات را به شکست و بن بست عملکری رساندند. با ورود بسیاری از روشنفکران و تحصیل کردگان کردستان درون اصلاحات به احزاب کردستان و به امید انجام اصلاحات از مکانیسم حزبی و سیاسی و دستیابی به فضای بهتری برای انجام تغییرات اساسی در ساختار سیاسی و فکری حکومتی در ایران، وضعیت را آنچنان که بایستی می بود ندیدند، زیرا به خوبی  بایستی درک می کردند که ساختارهای قرن بیستمی جدای از نوع تفکرات و ایدئولوژی، به علت انجماد بافت مدیریتی و انقیاد ساختاری و همچنین عدم توانایی و همسویی با تفکرات نوین و مراوده صحیح با فرهنگ جامعه چه در قیاس حکومتی و یا جریانات حزبی و سازمانی، فرق و جدایی مهمی با همدیگر نخواهند داشت و عکس العمل این جریانات با تفکرات میانه روانه و اصلاح گرایانه و مشی فکری جنبش سازی بر مبنای فرهنگ غالب و عموی نظام بین الملل بدور از انتظارات این قشر خاص است.
این دومین شکست تراژیک برای این نیروی جوان و  پُرانرژی ای بود که با هزار امید و آرزو در دستیابی به اهداف و جاری سازی ایده هایش با این دو جریان متفاوت همراهی نموده بود. برای همین در اولین فرصتی که پیش آمد یعنی با ورود نیروهای چند ملیتی به عراق و سرنگون سازی رژیم بعث، این گروه با خودسازماندهی کردن و ساختار سازی نوین، سازه نوینی را پدید آوردند که در نوع خود بی نظیر بود و با تفکرات نوین خود تغییر نگرش نسبت به وضع موجود شرایطی را فراهم نمود که نحوه ادبیات سیاسی و گفتمان حزبی را تغییر دهد. این جریان جوان با جدا نمودن خود از سازه های سیاسی قدیمی، تعریفی نو از نحوه مبارزات ارائه داد و در اکثر اعلامهای رسانه ای محور اصلی مباحث خود تغییرات در ساختار فیزیکی و نگرش سیاسی ، ادبیات و گفتمان سیاسی و تمرکز بر فعالیت سیاسی با همسویی وتقویت جنبش های اجتماعی داخل جامعه ایرانی بوده است.
نوع ادبیات سیاسی این سازه نوین در نوع خود بی نظیر بود، برای همین سازه ها و جریانات سیاسی کردستان ایران که اکثراً میراث  و وامدار قرن بیستم و تفکرات مختص و محدود به آن قرن بودند در بعضی موارد دچار سردرگمی و کج فهمی در مباحث و فلسفه ی سیاسی اتحادیه دمکراتیک کردستان شده بودند و نوع ادبیات به شیوه ای نوآوری در ادبیات سیاسی و جنبش ملی گرایی بود که با میانه روترین روشها و مسالمت آمیزترین ابزارها، می توان تغییرات اساسی را ایجاد نمود که ساختارهای کهنه را با افکار و ایده های سیاسی اش به صفحات تاریخ سپرد و با جایگزین کردن سیستم نوینی که بنیانهای واقعی یک سیستم دمکرات و مردمی را دارا باشد از یک گذار تاریخی به بهترین شیوه ی ممکن استفاده کرد، که کمترین هزینه های  مادی و معنوی (انسانی) را به خاطرش داد و با متدهای مبارزاتی نوین در قرن بیست و یکم راههای بهانه گیرهای دشمن را گرفت و توانایی عکس العملی شدید و انتقام گیری های خطرناک را از وی سلب کرد. و درعین حال نیز قدم در راه ناکارآمد کردن سیستم دشمن برداشت که این روش را می توان با بکارگیری و راه اندازی جنبشهای اجتماعی و مبارزات مسالمت جویانه و بدون خشونت پیگیری می نمود، زیرا ساختار نظام حاکم به شیوه ای است که تقابل نرم مهمترین متد مبارزاتی خواهد بود که توانایی مقاومت و تقابل سنگین را از وی می گیرد.
فرهنگ عصر حاضر و قرن بیست و یکم بسیاری از ساختارهای گذشته را در هم شکسته است که این ساختارشکنی گریبانگیر ایدئولوژیهای مختلف با جهانبینی های متفاوت شده است و جالب انکه ساختارشکنی در سیستم های قرن بیستمی خاورمیانه قابل قبول نیست، زیرا ساختارشکنی خطرناکترین اسحله در تخریب پایه های حکومت رانی در چنین نظامهایی است و این ساختارشکنی برای سیستمهای غیرحکومتی قرن بیستمی نیز همچنان خطرناک است. اما این سیستم حکومتی است که مجبور به مراوده مستقیم و تقابل مستقیم با چنین تفکری است که در عدم برخورد با چنین جریانی پایه های حکومتی اش از جا کنده خواهد شد. وگرنه ساختارشکنی در وضعیت موجود و به زیر سئوال بردن و نقد کردن نحوه تفکر ونگرش سیاسی و فلسفه حکومت مداری چنین سیستم هایی با ساختار میراثی قرن بیستم، تغییرات جدی را به دنبال خواهد داشت.
بهترین مکانیسم برای ساختارشکنی در سطح گسترده، ادبیات سازی و جنبش سازیهای اجتماعی خواهد بود که با روش و متد نرم و مبارزه مسالمت جویانه میتوان به انجام رساند و نتیجه مطلوب را بدست آورد و آنچه که محرض است جنبشهای اجتماعی به عنوان بنیان پنجم دمکراسی توانایی بیان عقیده را خواهد داد و بیان عقیده که به شیوه ی جنبش اجتماعی ارائه شود سیاست را تحت تاثیر و وادار به واکنش خواهد نمود که هرگونه واکنشی غیرمعقول و بدور از احترام به حقوق بشر انجام بگیرد نتیجه مهلکی را برای نظام سیاسی در پی خواهد داشت. و برای همین است که نظام های سیاسی و حکومتی ای که به شیوه ایدئولوژیکی و در سایه دیکتاتوریت و تفکر استبدای حکم می رانند به خوبی آگاهند که نحوه چرخشهای جنبش های اجتماعی و نوع فعالیت آنها خطرناکترین مسئله ی مهم برای حاکمیت آنهاست که ابزار لازم را برای برخورد با چنین جریاناتی ندارند و مهار جنبشهای اجتماعی بسیار مشکل تر و پیچیده تر از جنبش های نظامی خواهد بود.
زیر برخورد سخت و خشن با جنبشهای نظامی امکانپذیر است در نتیجه مهار آن نیز امکانپذیرتر خواهد بود و حتی میتوان پشتیبانی بین المللی و منافع مشترک را برای کنترل چنین جنبش های اخذ کرد ، اما برخورد با جنبش های اجتماعی و فعالین مدنی بیشترین خسارت ممکن را به نظام سیاسی وارد خواهد کرد و بدون پشتیبانی بین المللی و حتی مردمی داخل کشور نیز خواهد بود و افکار عمومی جهان و منطقه را نیز بر خود خواهد شوراند.
حال نظام جمهوری اسلامی ایران به خوبی می داند که جنبشهای اجتماعی توانایی و پتانسیل قوی را دارا هستند که امکان دارد هر نوع تغییری را ایجاد کنند، برای همین اکثر مواقع در بسیاری از بیانات و اعلانات سیاسی خود به ساختارشکنان هشدارهای سهمگین می دهد و تا جایی که با جنبش داشنجویی در تیر 78 و سالهای بعد با چه شیوه ای برخورد نمود یا با جنبش زنان و کارگران با چه نحوه ای که بدور از شئون حکومت انسانی بوده است به برخورد برخاست. و همینطور طیف معلمین و آموزگاران ایرانی را با چه شیوه ای مورد آزار و عدم مساعدت قرار می دهد. این ها و نمونه های بسیار دیگری از عکس العمل نظام اسلامی به خوبی نمایان می سازد که جنبشهای اجتماعی چه تاثیری را در تغییردهی و دمکراتیزه کردن جامعه به همراه دارند. و ترس نظام، یک ترس واقعی است که اگر سیر حرکت جنبشها به واقعیت خود نزدیک شوند.
اتحادیه دمکراتیک کردستان با درک این واقعیت و شناخت اهمیت جنبشهای اجتماعی و درک گفتمان نظام اسلامی به این نتیجه رسیده بود که بهترین عمل ممکن برای تغییر در ساختار سیاسی ایران و گذار ازنظام اسلامی ایران و به دمکراسی و مردمی کردن حکومت در ایران، در پیشگیری مبارزات مدنی، حمایت از جنبشهای اجتماعی و متد نرم در عمل و گفتمان سیاسی است که بهترین نتیجه ی ممکن را خواهد داد.
مصداق چنین تفکر و دیدگاهی اتفاقات یکسال گذشته است که بعد از کودتای سپاه پاسداران با متد نرم وتقلب در انتخابات ریاست جمهوری نظام اسلامی به وقوع پیوسته است، انتخابات 22 خرداد نقطه عطفی بود تا نطفه جنبشی در ایران بسته شود که کلیه جریانات سیاسی را در خود ببلعد از چپگرا و کمونیست تا لیبرال و اصلاح طلب و سلطنت طلب را با خود همراه سازد و همه را سوار بر موج به تهدید واقعی و  بزرگترین تهدید نظام اسلامی تبدیل شود.
جنبش سبز با عمر یک ساله خود بزرگترین ضربه را به پیکر نظام  وارد کرد، اگرچه از جهات مختلفی این جنبش کنترل می شود اما نحوه عمل ساختارشکنانه ی این جنبش در عاشورا باعث شد ستون فقرات نظام شکسته شود و این بزرگترین دستآورد برای طیفهای تحول خواه و دمکراتیک ایران خواهد بود که چنین جنبشی با خواسته های چند مرحله ای وارد فاز جدیدی از فعالیت و شعائر خود شود که بیان کننده خواسته های جامعه ایرانی است.
چند مرحله ای بودن شعائر جنبش نشان از ضعیف شدن حاکمیت در برخورد با جنبش بود که ابتکار عمل را در برخورد با جنبش از دست داده است و توانایی برخورد با چنین جنبشی را دارا نیست زیرا جنبش به شیوه ای نرم و مسالمت جویانه خواسته های خود را بیان می دارد و عدم توجه نظام سیاسی عکس العمل ساختارشکنان را از طرف جنبش شامل می شود. که مهمترین ضربه را به نظام اسلامی ایران وارد کرد که تا آن زمان هیچ گروه یا سازمان سیاسی دیگری نتوانسته بود چنین ساختارشکنانه نظام را بلرزاند و برخورد خشن با جنبش نیز تنها نظام را به ورطه سرنگونی خواهد برد و چنین عملی تیشه به ریشه خود زدن است و خود سردمداران نظام اسلامی نیز به خوبی این مسئله را درک کرده اند.
اگرچه جنبش سبز به شیوه ای غیر محسوس کنترل می شد و از وسیعتر شدن و گسترده شدن جنبش به نقاط مختلف کشور جلوگیری به عمل می آمد و در ضمن حاشیه های ایران مخصوصاً کردستان با شک و تردید به جنبش می نگریستند اما در پی اعدام های سیاسی کَردها که به منظور تهدید و ترساندن فعالین جنبش و در آستانه سالگرد انقلاب نرم سپاه پاسداران انجام گرفت با تاثیر پذیری و تاثیر گذاری جنبش بر احزاب و جریانات سیاسی کردستان و دیگر اپوزیسیون ایرانی برای اولین بار اکثراً خواستار اعتصاب عمومی در کردستان شدند که این فراخوان نتیجه مثبت داد.  و برای خود رژیم اسلامی عکس العمل غیر منتظره ای بود که احتمال همراهی کُردها با جنبش را بیشتر نموده است که خود نظام اسلامی در امکان ناپذیر بودن کنترل و برخورد با اعتصابات یا اعتراضات مردم کُردستان با هماهنگی جنبش سبز در مرکز و نقاط مختلف را معترف است و به خوبی از این مسئله آگاهی دارد.
اتحادیه دمکراتیک کردستان در حالی وارد ششمین سال فعالیت خود می شود که در آستانه سالگرد تقلب انتخاباتی و شکل گیری جنبش سبز در ایران هستیم و آنچه را که این سازمان به صورت مبارزات سیاسی در متمدن ترین شیوه ممکن و میانه روانه ترین روش برای گذار از نظام اسلامی و دینی ایران مورد تایید همیشگی و از بدو تاسیس تاکنون قرار داده است. مبارزات مدنی و جنبش های اجتماعی است که ساختارشکن بوده و نه تنها ساختار سیاسی نظام اسلامی را بلکه ساختار هر جریان سیاسی ای که تفکرات قرن بیستمی را داراست و حامل و حاصل تفکرات استبدادی و ساختارگرایانه ی ایدئولوژیک باشد مورد تغییر و تحول قرار می دهد، و یکی از بهترین راهکارهای مبارزاتی خواهد بود که به دمکراتیزه کردن جامعه ایرانی کمک شایانی خواهد کرد.این امر برای اتحادیه دمکراتیک کردستان محرز بود که نظام جمهوری اسلامی استراتژی خود را در برخورد قاطع و خشن با هرگونه حرکت یا جریان سیاسی قرار داده است، زیرا خصوصیت ایدئولوژیکی این نظام چنین استراتژی ای را در برخورد غیر انسانی توجیه و مشروع می داند و برای تدوام خود و اعتبار ایدئولوژیکی اش نیاز به فریب استراتژیکی افکار عمومی و توهم زایی و دشمن تراشی داخلی و بیرونی دارد که به صورت جریانات نظامی و تخریبات نظامی عمل نمایند و با پی بردن به واقعیت فلسفه سیاسی و ایدئولوژیکی نظام جمهوری اسلامی ایران ،اتحادیه دمکراتیک کردستان در اکثر پیامهای خود مشی دمکراسی خواهی را برای دمکراتیزه کردن جامعه ایرانی و گذار از این حاکمیت سیاسی در فعالیت جنبشهای اجتماعی ترسیم نموده است که ساختار فکری و فیزیکی نظام اسلامی را در هم خواهد شد و آسیب پذیرهای جنبش اثرات کمتری بر پیکره ی جامعه وارد خواهد نمود و از مقبولیت و معقولیت بیشتر برخوردار است و اکنون آنچه که در جامعه ایران شاهد تشکیل موج رو به فزاینده ی اعتراضات اجتماعی و منسجم شدن آن در جنبش سبز هستیم رویدادهای مورد انتظاری بود که لزوم وقوع آنها با هر بهانه ای برای ریشه کنی استبداد و حاکمیت دیکتاتوری امری الزامی و حتمی می نمود.


بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 61
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08
مقالات فارسی
خروجیهای نظام آموزشی در ایران
آنالیز مسئله انتخابات ریاست جمهوری در جمهوری اسلامی
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی