ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
مقالات فارسی
سامان بی سامان در چنگال تحریف
محمد - بوشهر
2 / 10 / 2006
واژه ترکیبی «کهگیلویه وبویر احمد» روایتگر بخش عظیمی از تاریخ و فرهنگ مردم این نواحی در جغرافیای کنونی آن است. آنان که نخستین بار این واژه را به صورت کنونی بر این منطق اطلاع کردند، یقیناً آنقدر اطلاع داشتند که نمی توان به سادگی گذشته هیچ قومی را دچار تحریف و باژگونی کرد، لذا حداقل سعی خویش را در توجه به گذشته نمودند. در بررسی تاریخی و ریشه یابی اصطلاح «کهکیلویه» برخی نویسندگان دچار اشتبهاتی شدند، لیکن نگاه انتقادی به متون تاریخی می تواند ریشه یابی این واژه را میسر سازد. هر چند نمی توان ارزش فراوان این متون تاریخی را منکر شد، اما در استفاده از آنها نباید جانب احتیاط و دقت علمی را فرو گذاشت. برخی در تجربه این واژه به اشتباه، «که» را معادل «کوه»،«گیلو» را معادل «کیلو» (به معنای درخت کیالک) ـ که به قول آنان همان «زالزالک» است ـ و پسوند «یه» را تلعق مکانی دانسته اند .
2) چنانچه در فرهنگهای فارسی از جمله فرهنگ معین نیز همین اشتباهات تکرار شده است. حال آنکه واژه «کهگیلویه» (نه کهکیلویه) بار انتقال بخشی از تاریخ فرهنگ ما را به دوش میکشد و معنائی فراتر از تعبیرات سطحی برخی از نویسندگان دارد. بنا به نوشته متون تاریخی؛ «گیلویه فرزند مهرگان فرزند روزبه از سردارن عشایر مناطق کوهستان »(3)
بوده است که در قرن سوم هجری«خمایگاه» در کوره استخر(شمال فارس) را به تصرف خویش درآورد و این مناطق به نام ایشان معروف گردید. قدرت ایشان همزمان با نضج گرفتن انگیزه های ملی و وطن دوستی در ایران سبب گردید معقل بن عیسی از حکام عهد مامون و معتصم عباسی را شکست داده و مناطق تحت تصرف او را به قلمرو خویش اضافه  نماید. این اقدام «گیلویه» خشم خلفای عباسی را برانگیخت و «ابودلف» برادر معقل را مامور شکست ایشان نمود. ابودلف با سپاهی عظیم بر وی حمله ور شد و پس از شکست گیلویه، سرش را بریده، در ظرفی نقره ای بر روی نیزه نمود و پیشاپیش سپاهیان خود حمل میکرد تا آنکه عمر بن لیث صفاری در رزقان فارس، سپاه ابودلف به فرماندهی احمد بن عبد العزیز را شکست داد، سر گیلویه را باز پس گرفته، در خاک نمود و مجدداً قلمرو گیلویه رابه فرزندان او باز گرداند. (4) زمان قدرت گیری «گیلویه» همزمان با جنبش های ملی و ایرانی در قرن سوم هجری است. قیام های بابک خرمدین در آذربایجان، مازیار و مرداویج در شمال ایران، ابن مقفع و استاتیس و صدها جنبش دیگر در خراسان و سلسله ایرانی طاهریان و صفاریان در شرق ایران و... همگی حکایت مخالفت هائی است که در پی «دو قرن سکوت» (5) ایجاد شدند و برآیند ایران ستیزی اعراب در قرون اولیه اسلامی است. متاسفانه تاکنون به قیام «گیلویه» و حرکت ملی ایشان در قرن سوم هجری پرداخته نشده است . همانگونه که همه حوادث و اتفاقات دیار ما در هاله خاموشی و فراموشی اتفاق افتاده است (و همچنان اتفاق می افتد) ، کالبد شکافی حوادث قرن سوم هجری نشان می دهد جنبش و قیام گیلویه نه همگام، بلکه زودتر از سایر جنبش های ملی در ایران آغاز گردید. جغرافیا دانان اسلامی قلمرو «کهگیلویه» را در قرون اسلامی به طور کلی ترسیم نموده اند. (6).
بخش عمده آن کهگیلویه و بویر احمد کنونی است که به واسطه نعمت زاگرس همیشه سرشار از منابع و ثروت بوده است. منطقه «بویر احمد» نیز میراث دار «بارزنگ» (بارزنج) (7) آباد دوره ساسانی است که حاکم آن در زمان «گیلویه» ، «شهریار» خوانده می شد که گویا با گیلویه، بنا به نوشته استخری«مصاهرت» (8) داشته است و این نشان دهنده روابط عمیق و دوستانه آنان است. مناطق گیلویه و بازرنگ در دوران پس از اسلام یکپارچگی و انسجام خوی را با سرزمین پارس از دست دادند و دچار گسست سیاسی ـ جغرافیایی شدند. به گونه ای که مدت های مدید امنیت و آرامش در این مناطق برقرار نشد و هیچگاه آبادانی و ثروت گذشته خویش را باز نیافتند. در قرن چهارم و پنجم هجری متون تاریخی از انشعابات قوم لر و سپس در قرن هفت هجری از ایجاد حکومت سلسله اتابکان آگاهی کلی می دهد(9) این وضعیت نابسامان در دوره صفوی تقلیل می یابد و مناطق و کهگیلویه و بویر احمد بعد از دوران ساسانیان، نخستین بار برای مدت کوتاهی امنیت و آرامش را تجربه می کند، ولی همین آرامش نسبی نیز با حمله محمود افغان در اواخر دوره صفوی و سپس نادر از بین رفت و کشمکش های داخلی دوران زندیه هیچگاه مجالی برای ایجاد امنیت نداد. از همین زمان است که می توانیم بهتر از گذشته سیر حوادث را در بین کهگیلویی ها و بویر احمدی ها دنبال نمائیم، قتلها و غارتها، توطئه ها و.... به خاطر نزدیک بودن به زمان حال نمئدی ملموس تر دارند. واژه «بویر احمد» از همین زمان است که در متون آمده است. متاسفانه کمبود اطلاعات اجازه نمی دهد سیر حوادث را به خوبی ریشه یابی نمائیم. هر چند نباید فراموش کرد، نگاه احساسی و خیالی به تاریخ و گذشته در تحقیقات نمی تواند جایگاهی داشته باشد.
پس از دوران زندیه و ادامه جریان «رکود» و «گسست» آنچه مهم است حکمرانی به اصطلاح «ایلخانان» ، «قشقائی» است، که بیانگر حضور جریان ناسیو نالیسم قومی در دوره قاجار است.
با آغاز سده چهارده شمسی و تمرکز نسبی قدرت در ایران، شورشهای عشایری و غائله های منطقه ای، مخصوصاً توسط بویر احمدی ها علیه حکومت مرکزی و جریانات استعماری پدید آمدند. از این زمان به بعد جغرافیا، نژاد و فرهنگ و از همه مهمتر شرایط زمانه نوعی پیوند ناگسسته را بین کهگیلویی ها و بویر احمدیها ایجاد نمود که مهمترین مساله قدرت مرکزی گردید و تنها راه گریز و نجات از این باتلاق را پیچاندن نسخه ای به نام «فرمانداری کل» سپس «استان کهگیلویه وبویر احمد» دانستند. اکنون گویا دولتمردان خدمتگذار؟! توانستند پس از بیست و پنج سال تعمق و تامل با فانوس هوش و علم خویش ریشه تمام تاریکی ها و نابسامانی ها را دریابند و مردم محروم کهگیلویه و بویر احمد را پس از هزاره ها انتظار به شهر رویایی آرزوها برسانند و آن تغییر واژه قرار دادی، مشکل، نارسا، توسعه ستیز، به بن بست رسیده، غیره قابل تلفظ و... کهگیلویه و بویر احمد است؟؟؟
1)    در این جستار سعی شده است به کمک متون تاریخی و ریشه یابی واژه ها تاریخ بعد از ورود اسلام دیار ما مورد مشاهده قرار گیرد.
2)    فسائی، میرزا حسن، فارس نامه ناصری، امیر کبیر،1376
3)    ساکنان مناطق زاگرس خاصه نواحی شرق و شمال دشت خوزستان از هزاره سوم ق.م به بعد تحت عنوان «ساکنان کوهستان» قلموداد می شدند.
4)    استخری، ابواسحاق، مسالک و ممالک،؟، 1373 ـ طبری، محمد ابن جریر، تاریخ طبری، مشاهیر،1375
5)    کتاب ارزشمند«دو قرن سکوت» دکتر زرین کوب گویای زواریای این دوره سکوت است.
6)    در شماره قبلی نشریه، نویسنده محترم مطلب «دنا و تل خسرو و در افسانه ها» به باز رنگ و تل خسرو اشاره ای ادبی، باز گو شده از متون تاریخی داشتند که هنوز در افسانه ها و فرهنگ عامه جاری است. برای پی بدن به بخش های مختلف تاریخ گمشده خویش نیازمند پژوهش های اصولی اسطوره شناسی نیز هستیم.
7)    پیوند، خویشاوندی، دامادی.
8)    متاسفانه شفاهی بودن فرهنگ ایرانی و شدت این جریان در درون فرهنگ ما، خلاء های زیادی برای نشان دادن تطور تاریخی دیار ما وجود دارد که امید است پژوهش های باستان شناسی غبار از چهره تاریخ پنهان بر دارد.
9)    مستوفی، حمدالله، تاریخ گزیده، امیر کبیر،1363 ـ ابن حوقل، صوره الارض، امیر کبیر،1366


بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 61
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08
مقالات فارسی
خروجیهای نظام آموزشی در ایران
آنالیز مسئله انتخابات ریاست جمهوری در جمهوری اسلامی
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی