ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
مقالات فارسی
آوازهای سرزمین مادری ام
رضا - یاسوج
5 / 2 / 2010
موسیقی فولکلوریک از انواع مهم موسیقی در جهان محسوب می شود که در کنار انواع دیگر از جمله کلاسیک و پاپ همواره مخاطبان خود را داشته است. این نوع موسیقی در ایران گستره وسیع و در عین حال متنوعی را از شمال تا جنوب، از غرب تا شرق و مرکز شامل می شود. این نواحی هر کدام موسیقی خاصی دارند که اصطلاحاً موسیقی نواحی یا فولکلوریک خوانده میشود در ایران آنچه به عنوان موسیقی اصیل یا سنتی مشهور است،  تا حد زیادی برگرفته از مقامها و گوشه های موسیقی نواحی است. به عنوان مثال آوازهای «شوشتری» و «دشتی» برحسب خاستگاه جغرافیاییشان یعنی شوشتر و دشتستان نامگذاری شدند. یا آوازهایی مانند «بیات ترک» «اصفهان» که هر کدام ملهم از شهر و ناحیه خاصی هستند.
با وجود قابلیتها و غنای ملودیک فولکور های ایران، این نوع موسیقی نه از طرف موزیسین های حرفه ای و نه از طرف توده مردم آنطور که باید جدی گرفته نشده است. در حالی که شناخت صحیح قابلیتها و تواناییهای موسیقی نواحی و طریقه بکارگیری آن در جهت توسعه و رشد موسیقی ملی، باعث پویایی و طراوت آن می شود. یکی از ضعف هایی که همواره بر موسیقی سنتی ما وارد بوده «نبود ریتم در این موسیقی است» که می توان با شناخت بهتر موسیقی نواحی ـ که بعضاً از این جهت غنی هستند ـ این ضعف را جبران کرد. استان کهگیلویه و بویر احمد یکی از نواحی است که از نظر غنای موسیقی فولکلوری مثال زدنی است. موسیقی این استان که تحت عنوان کلی «موسیقی لری» جای می گیرد، دارای ملودی های ریتمیک و مقام هایی اصیل و سنتی بسیاری است که از جمله آنها می توان به «مقام یار یار کهگیلویه ای » اشاره کرد. به عبارت دیگر موسیقی در این استان از قدیم با کارو زندگی روزانه عشایر پیوند تنگاتنگ داشته است، به همین جهت این مقام ها و نغمه ها اغلب آوازهایی است که در هنگام کار یا فراغت از آن، رزم و یا بزم و... نواخته و خوانده می شوند. متاسفانه علی رغم وجود این ظرفیتها و غنای ذاتی، موسیقی استان از نظر حضور در عرصه فعالیتهای هنری وضعیت بسیار و مبهم و اسفناکی دارد. (بهتر است بگوییم اصلاً حضوری ندارد.) تنها جایی که در این سالها می توان نغمه سازی یا تحریر سازی را شنید جشنواره های موسیقی نواحی یا برخی عروسی های سنتی است. (آن هم اگر بگذارند). در طول این سالها هر گاه سری به مراکز عرصه آثار موسیقی زده ام با دیدن ردیف آثار موسیقی نواحی با تاسف و تاثر یاد موسیقی اصیل استان افتاده ام که مشتی بی هنر در قالب آثاری مبتذل با سازهایی بد آهنگ و نواهایی خارج از اصول و اشعاری نابهنجار به طور فله ای تولید کرده دست به دست مردم تشنه می چرخانند و با نام موسیقی کهگیلویه و بویر احمد خوانده و شنیده می شوند. اما آیا این آثار می توانند معرف خوبی برای موسیقی ما باشند؟ به راستی موسیقی محلی ما کدام است؟ و جایگاه آن در عرصه فعالیتهای جدی هنری کجاست؟ چه عوامل پیدا و نهانی در این عرصه سامان کار را از هم پاشیده اند.
شاید نتوان پاسخ جامع و مانعی به این سئوال داد اما بطور کلی می توان عوامل سه گانه زیر را در این مساله موثر دانست.
الف) عوامل درونی: منظور آندسته از عواملی است که ریشه در ماهیت موسیقی نواحی به طور عام و موسیقی استان به طور خاص دارند. «موسیقی نواحی» در کشور ما مفهومی بسیار مبهم و مغشوش است. بطوری که علی رغم آشکاری مصداقها هنوز تنوانسته ایم تعریفی کامل از این مفهوم ارائه کنیم که در بردارنده همه مصادیق و مبین حد و مرز واقعی آن باشد. نبودن تحقیقات علمی و جامع در این زمینه منجر به شناختی ناقص، مبهم و نادرست از این مفهوم شده است. گذشته از این عامل که درد مشترک موسیقی تمام نواحی ماست و دلایل دیگری نیز در به حاشیه راندن موسیقی استان دخالت دارند. از جمله : ناسازی ساختار آیینی این موسیقی با مقتضیات جامعه جدید و غیر عشایری. شکی در این نیست که شرایط فکری و فرهنگی حاکم بر یک جامعه تعیین کننده سلایق و نیازهای مادی معنوی جامعه است چنانچه مثلاً جامعه عشایری نیاز به یک موسیقی شاد، پر تحرک، سبک و برانگیزاننده دارد که با بافت فکری آن جامعه همخوانی داشته باشد. اما بافت فکری ـ فرهنگی جوامع شهری که در برگیرنده انواع سلیقه ها و خواسته ها و پسندها است پیچیده تر از آن است که بتواند با موسیقی مثلاً عشایری صرف ارضا شود. در این نوع جوامع مخاطبان دست به گزینش زده، کالای فرهنگی مناسب با سلیقه و فکر خود را انتخاب می کنند. از این دیدگاه موسیقی استان ما نتوانسته خود را با اقتضائات زندگی جدید که روز به روز متنوع تر و پیچیده تر می شود هماهنگ سازد. طبیعی است که در چنین شرایطی موسیقی ایستا و راکد ما نمی تواند مخاطبان گسترده ای داشته باشد. هر چند این مساله تا حدودی به محتوای موسیقی محلی ما مربوط می گردد و در این زمینه نیز باید فکری کرد اما قدم مهمتر و راه نزدیک تر اصلاح ساختار و فرم این موسیقی است. ما می توانیم با حفظ موسیقی آیینی خود، در کنار آن و با استفاده از ملودیها و آهنگهای بومی و اصیل خود به ارائه نوعی از موسیقی اصیل بپردازیم که دارای ساختاری جدید نیز باشد. مانند استفاده از قابلیتهای موسیقی ارکستری و تلفیق عملی و حساب شده عناصر موسیقیایی بومی با عناصر موسیقی شهری و رسمی تجربه ای که پیش از این در آثار موفقی مانند «مال کنون» «هی جار» و «مندیر» در حیطه موسیقی بختیاری انجام شده است. نسل جدید هنرمندان ما باید بتوانند در غیاب «توشمال» ها و «مهتر» ها اصالت های موسیقی بومی را در محتوی و شکل تازه ای به علاقمندان ارائه کنند.
ب) عوامل بیرونی : بر خلاف عوامل درونی این دسته از دلایل ربطی به ماهیت موسیقی نداشته بلکه بیشتر ماهیت عرفی، مذهبی و بعضاً سیاسی دارند. با وجود گذشت بیش از دو دهه از صدور فتوای خمینی  درباره موسیقی هنوز افراد و گروههایی ـ با حفظ همان دیدگاه غیر واقع بینانه قبلی ـ حاضر به قبول این واقعیت که موسیقی هم از عناصر مهم فرهنگ یک جامعه است، نیستند، سهل است که قایل به تحریم آن نیز می باشند. این طیف بیشتر شامل مذهبیون افراطی و برخی روحانیون سنت گرا و بعضا متنفذ جامعه هستند. از این گذشته، هنوز در عرف اهالی استان، موسیقی را نیز نه به عنوان یک هنر جدی و سازنده که در حکم یک سرگرمی یا وسیله رونق مجالس عروسی و گاه عزا دانسته، پرداختن به آن را در شان خانواده های آبرومند با اصالت نمی دانند. عنوان هایی از قبیل (خطیر،مهتر، مطرب و توشمال) که اصطلاحاً به اهل موسیقی اطلاق می شود گاه در حد یک توهین تلقی شده است. حتی بسیاری از خانواده ها پیوند زناشویی با این قشر را دون شان خود می دانند. شاید برخی از این اعتقادات برخاسته از کارکرد گذشته موسیقی ما نیز باشد. اما بدون شک امروزه نه موسیقی ما قائل به آن کارکردهاست و نه جامعه امروز و نسل جدید این گونه به موسیقی و اهل موسیقی و نگاه می کند. امید است این باورهای نادرست کم کم از میان رفته، موسیقی ما نیز از آن چارچوب و قالب نا درخور بیرون بیاید.
ج) مدیریت فرهنگی استان: منظور از مدیریت فرهنگی استان آن بخش از بدنه مدیریت است که موسیقی و هنرهای مشابه در حوزه فعالیتهای آن قرار دارد و عموما بحث موسیقی در سرفصل های این مدیریت ها جای می گیرد. مانند اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی یا انجمن ها و تشکل های صنفی موسیقی و...
امروز هیچ کس نمی تواند مسئله «بحران مدیریت» در کشور ما را انکار کند یا نادیده بگیرد. دیرزمانی است که این درد در تن سیستم مدیریتی کشور ما رخنه کرده و گویا هرگز درمانی هم برای آن قابل تصور نیست. این مشکل در حوزه مسایل فرهنگی به دلیل حساسیت و شکنندگی بسیار، چشمگیرتر و مخرب تر است. ضررهایی که هنر و فرهنگ این مملکت از ناحیه مدیریت ناکارآمد دیده از هر عامل دیگری بیشتر بوده. وضعیت فعلی نشر کتاب، سینما، موسیقی و... همگی موید این ادعا می باشند در استان کهگیلویه و بویر احمد در زمینه ضعف ها و مشکلات همواره رکورد دار بوده، این عامل ضربه های جبران ناپذیری به هنر و فرهنگ ما وارد می کند. شاهد این مدعا نابسامانی و درهم ریختگی شدید کارهای فرهنگی و هنری در این استان است. نبود مدیران متخصص، اهمیت ندادن به آرا و اندیشه های صلاحی صاحب نظران، عوام زدگی، بی برنامگی و مشخص نبودن سازو کارهای امور فرهنگی از مشکلات عمده مدیریت فرهنگی در استان است. نه تنها موسیقی که سینما و تئاتر و کلیه هنرهای تجسمی و غیر تجسمی همه گرفتار این مشکلاتند. آیا شما تا کنون شاهد برگزاری یک کنسرت موسیقی جدی در استان بوده اید؟ آیا حتی یک دوره کلاس آموزش موسیقی معتبر از طرف این مراکز برگزار شده است؟ چه مقدار بودجه و امکانات جهت ترویج موسیقی محلی و بومی در نظر گرفته شده است؟ آیا گروههای موسیقی در استان وجود دارند؟ اگر هستند آیا از طرف مسئولان امر حمایت می شوند؟ یا فقط جهت پرکردن وقت برنامه ها ی آقایان گاهی از وجود آنها استفاده می شود؟ چند درصد از مدیران فرهنگی استان به طور تخصصی به مسائل هنری و فرهنگی می پردازند؟ و مهمتر از همه آیا مدیریت فرهنگی استان خارج از زد و بندهای گروهی یا سیاسی دغه غه های فرهنگی دارند؟ آقایان با چه پشتوانه ای می خواهند با تهاجم فرهنگی مقابله کنند؟ آیا شعرها و فریاد های بی محتوا کافی است؟ پاسخ این پرسش ها را هنرمندان استان و هر ناظر تیز بینی به خوبی می داند.


همه گویند طاهر تار بنواز                          صدا چون می دهد تار شکسته !


بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 61
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08
مقالات فارسی
خروجیهای نظام آموزشی در ایران
آنالیز مسئله انتخابات ریاست جمهوری در جمهوری اسلامی
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی