| مقالات فارسی |
|
چکیده ای در مورد لُر
مانيَشت ئيلامي
31 / 1 / 2010
نوشتاریست در مورد محل اسکان، تاریخ و مشارکت سیاسی لًرها به مانند به بخشی از ملت کُرد لُرها دارای قدمتی به درازای تاریخ و عمر چند هزار سالهی تمدن در دامن رشته کوههای زاگرس بوده و به عنوان بخشی بزرگ از ملت تجزیه شدهی کرد و سرزمین زاگرس وتوروس(کردستان) در بسیاری از رویدادهای مهم تاریخی و تغییرات سرنوشت ساز منطقه ایفای نقش نمودهاند. واژهی ” لر- لور“ یا ”لوێر“ در لهجهی اکثریت لرها به معنای منطقهای جنگی و انبوه از درخت می آید. در مورد نام گذاری و یا نام پذیری این قسم اعظم ازاکراد تحت نام ” لر“ نیز چندین نظریه ارایه شده است. میر شرفخان بدلیسی تاریخ نگار سرشناس و بزرگ کرد که یکی از امرای دوران شاه طهاسب صفوی بوده و ادارهی امورمناطق کرد و لر نشین تحت حاکمیت صفوی ها را بر عهده داشته است، دراثر معروف خود ”شرفنامه“، جدای از این که از لرها به عنوان یکی از چهاربخش اصلی تشکیل دهندهی ملت کرد یاد می نماید وهمانند آن چه که در کتاب ”زبدة التواریخ“ قید گردیده، می گوید: نام لر به این دلیل بر این بخش از ملت کرد نهاده شده که ؛ در منطقهی مانرود روستایی وجود دارد بنام ”کورده“ که درهای در نزدیکی آن قرارگرفته که به گویش لری آن را ”کوڵ“ گویند، درمیان درهی کول نیز محلی وجود دارد که نام آن ” لر“می باشد و چون ریشهی اصلی پدران و اجداد لرها از آن منطقه می باشد، لذا نام لر را بر خود نهادهاند، بعضی هم نام لر را برگرفته از نام شهر قدیمی ” لور ” میدانند که خرابههای آن درنزدیکی های اندیمشک و دزفول (دزپێڵ) کنونی بجای مانده است. منطقهی لرستان هم به دو بخش تقسیم می شود؛“لر بزرگ“ و ”لر کوچک“ که هر کدام طی چندین سده دارای امارات و فرمان روایی های متعددی بوده و بر مناطق وسیعی از ایران و عراق امروزی تسلط داشته و بر آن حکم راندهاند. بر اساسی اسناد و مدارک و منابع تاریخی، نام ”كردستان“ برای اولین بار از طرف سلطان سنجر سلجوقی بر مناطق لر و کرد نشین (زاگرس) نهاده می شود و نیز حمدالله مستوفی (740 هجری) در کتاب ”نزهةالقلوب“برای اولین بار به نام سرزمین کردستان اشاره می نماید و با معین نمودن مرزهای آن متذکر می شود که سرزمین کردستان دارای 16 ایالت بوده که از خلیج لر و کنارههای تنگهی هرمز شروع شده و با گذشت از خوزستان و عراق عرب و آذربایجان و مرزهای ارمنستان به ”ئامد“ (دیاربکر) در ترکیه منتهی می شود. شرفخان بدلیسی نیز به همان شیوه مرزهای سرزمین اکراد( لر و کرد ) را که نام آن کردستان می باشد تعریف می نماید و از شمال آن را هم مرز ارمنستان بزرگ و از سمت غرب نیز خلیج اسکندرون را منتهی الیه سرزمین کردستان می داند. لرها و مناطق لر نشین نیز به درازای عمر تاریخ سرزمین شان زاگرس، با حفظ هویت اقلیمی خاص خود بخشی از سرزمین اکراد و جغرافیای مردمی ملت کرد بودهاند. هر چند به دلایل بسیار به ویژه ”سیاست های تفرقهانداز و خروارها تحریف تئوریک وایدئولوژیک تاریخی و معاصر ملل حاکم بر ”اکراد“، لرها و مناطق لرنشین این فرصت را نیافتهاند که خود را در آغوش هویت واقعی شان بازیابند، اما لرها و مناطق لرنشین بر عکس تئوری ها و نظریه های تئوریسین های هویت حاکم ، بیشترین اشتراکات فرهنگی ،تاریخی،اقتصادی، زبانی و فولکلوریک را با کردها داشته و با تمام ویژگیهای خاص لر بودنشان ،از هر قومی بیشتر با کردها قرابت و مشابهت و یکسانی دارند.بسیاری از تاریخ نویسان و صاحب نظران کرد و لر و حتی متعلق به ملل دیگر که دارای جای گاه ویژهای هستند و به عنوان مرجع و ماخذ از آن ها یاد می شود، در آثار خود این موضع گیری و نظریه را تایید و اثبات می نمایند، از جملهی آن ها می توان به بزرگانی همچون میر شرفخان بدلیسی (1543-1603 م) – حمدالله مستوفی (740 ه)نزهةالقلوب-ابو جعفر محمد بن جریرطبری تاریخ نگار سرشناس عرب (23-29 ه)- مسعودی ” التنبیه و الاشراف“ از اندیش مندان و نویسندهگان سدههای چهارم و پنجم – اصطخری و ابن بلخی از جغرافی دانان بزرگ تاریخ – لرد کرزون محقق و نویسندهی غربی – ریچ گردشگر و محقق غربی – دکتر ربیع بدیعی استاد دانشگاه تهران – راولینسون محقق و گردشگر غربی -مورخ مشهور ترک جودت پاشا- یاقوت حموی- بارون دوبر - پروفسور محمدامین زکی بگ و پروفسور دکتر کریم زند و چندین نویسنده و محقق و تاریخ نگار و زبان شناس نامدار روسی و دیگرشرق شناسان که از ذکر نام آن ها در می گذریم. جغرافیا و محل اسکان لرها در زاگرس و توروس اکثریت لر ها مقیم شرق کردستان (کردستان در ایران ) می باشند که جغرافیای سکونتشان ازجنوب استانهای ایلام وکرماشان، لرستان و همدان شروع شده و تا خلیج لر و تنگهی هرمز که استان هرمزگان می باشد ادامه دارد. بخش دیگری از ایلات لر مقیم جنوب کردستان (کردستان در عراق) بوده که مناطق سکونت آنان از مناطق شارهزور، خانقین، کرکوک و چمچمال و دوزخرماطو و استان هولیر (اربیل) شروع می شود و تا شهرهای مندلی و ترساق و جسان و علی غربی و علی شرقی و نزدیکی های شهر کوت در شمال استان میسان تداوم دارند، ضمنا شمار زیادی از لر ها (700000-600000) نفر که به لر یا کرد فیلی ملقب گشتهاند مقیم شهر بغداد می باشند. بخش دیگراز آنان که اکثرا از ایل ” چگنی ” هستند و زمانی صاحب امارت و قدرتی نیرومند بوده و نهایتا پراکنده گشته و توسط دولت های مرکزی به مناطق شمالی ایران (گیلان و مازندران ) و استان های زنجان و قزوین و قم تبعید و کوچانده شدهاند و هم اکنون بازماندهگان شان در آن مناطق زندهگی می کنند. در مورد اکرادی که تحت عنوان لر یا کرد ”فیلی“از آن ها یاد می شود،این موضوع قابل ذکر است که واژهی ”فیلی“ که تبدیل به لقب این بخش از ملت کرد گشته واژهای نا درست و غیر علمی است وهنوز هم معنی درست آن برکسی آشکارنگردیده، چرا که در تمام جغرافیای پهناور زاگرس از شمال تا کنداب(خلیج)، هیچ ایل یا عشیرهی کرد یا لری وجود ندارد که ریشهی تاریخی و اجدادی اش به نام ”فیلی“ باشد و این لقب و واژهی نا مفهوم ، میراث حاکمیت والی های پیشکوه و پشتکوه لرستان است که از دوران حکمرانی صفوی ها تا حاکم شدن رضا خان بر ایران در مناطق لر و کرد نشین حکمرانی کردهاند و با استناد به شجره نامه هایی که در مورد ایشان نوشته شده و بعضا نزد نوادهگانشان در استان های ایلام، کرماشان و لرستان باقی مانده است، نژاد و تبار والی ها اصالتا ریشه درهیچ یک از ایلات و تیره های لر یا کرد نداشته و براساس زمزمه هایی هم که باشک و تردید در برخی منابع تاریخی قید شدهاند، جزو اعراب (میرهای ربیعه) جنوب عراق هستند که قرن ها پیش به دلایلی نا معلوم وارد خاک ایران می شوند و بعد ها به واسطهی ارتباطاتی که با مراکز حکومتی و رجال حاکم آن زمان در ایران پیدا می کنند و به دنبال انقراض سلسلهی اتابکان لر به منصب و مقام رسیده و مبدل به نمایندگان مطمئن و معتمد صفوی ها و قاجارها برای ادارهی امور مناطق لر وکرد نشین شده اند، در برخی منابع تاریخی والیان لرستان را ازایل سلیورزی میدانند که هم اکنون در استان ایلام و در شهرستانهای زرین آباد و آبدانان و پهله مقیم میباشند ولی این موضوع هم ابهام واژهی فیلی را برطرف نکرده است، به جرأت می توان گفت که یکی از مهم ترین دلایل تاریخی و سیاسی که باعث فاصله افتادن میان لرها و مناطق لرنشین از بخش های دیگر کردستان و ملت کرد گشته است، حاکمیت دراز مدت والی ها بر آن مناطق بوده که به تمامی خود و حکومت و مناطق تحت حاکمیت شان را به مراکز حکومت و سیاست صفوی ها و قاجارها وابسته نمودهاند و نه مراکز سیاسی و اقتصادی ملت کرد. لقب ”فیلی“ نیز منصوب به آن والی ها بوده وبه واسطه ی حاکمیت آنان بر مناطق لروکرد نشین (پیشکوه و پشتکوه لرستان) این لقب از دوران صفوی ها تا به امروز در مورد بخش زیادی از ملت کردو لر مورد استفاده قرار می گیرد. لذا جدای از بعضی تفاسیر و معانی مبهم و سلیقهایی که در مورد این واژه صورت گرفته، قرارگرفتن واژهی فیلی به دنبال واژهی لر ویا کرد، اصطلاحی تراشیده شده، غیر واقعی و شاید هم تشبیهی است. از طرفی مراکز و دولتهای اشغالگر کردستان برای تفرقه افکنی در میان ملت کرد ولر و جلوگیری از وحدت آنان به کرات از این واژه سوء استفاده نموده و می کنند. به دنبال این توضیح مختصر حال به مناطق و استان هایی که محل اقامت و اسکان دیرین لرها می باشند ویا لرها بخشی از جمعیت مقیم این مناطق را به خود اختصاص میدهند اشاره می نماییم: در جنوب کردستان: در استان های هولیر (اربیل) کرکوک، سلیمانیه و مناطق چمچمال و شارهزور، دوزخرماطو، خانقین و شهرهای کوچک و بزرگ مرز عراق با ایران تا نزدیکی های شهر كوت( یعنی در 5 استان : هولیر ، سلیمانی ، دیاله ، واسط ، میسان) . در شرق کردستان: در استان های کرماشان، جنوب و شرق استان همدان،استان مرکزی (اراک)، جنوب وجنوب شرقی ایلام، لرستان (خورماوا)، جنوب و غرب استان اصفهان، چهارمحال و بختیاری، کوهگیلویه و بویر احمد، حدود 80 % استان فارس، بوشهر، شمالغربی ،دو سوم استان خوزستان، هرمزگان، جنوب استان کرمان.ضمنا جمعیتی بالغ بر 50000 لر وجمعا بالغ بر 150000 کرد ولر مقیم کشور اسراییل میباشند که از چند قرن پیش در آنجا اقامت گزیده و آیین شان یهودیت میباشد. بخشی از طوایف لر هم در شمال کردستان (کردستان ترکیه) هستند که از ایلاتی همچون: شیخ بزینی ، زیلایی ،دورکی و...میباشند،لرهای زیادی نیز در کشورهای پاکستان ، لبنان ، سوریه ،کویت،بحرین و اردن اقامت دارند که آمار دقیقی از آنان دردست نمیباشد . ملل همسایهی این بخش عظیم از ملت كُرد در قسمت های جنوب و جنوب غربی جنوب کردستان و جنوب غربی شرق کردستان با اعراب، در قسمت شرقی شرق کردستان با ترک های آذری و فارس،در قسمت جنوب شرقی با ملت بلوچ، در قسمت جنوبی با کنداب (خلیج) لر و دریا که حدود 600 کیلومتر مرز آبی می باشد. و نیز ملت ترک قشقایی که از نژاد مغول بوده و در استان های کوهگیلویه و بویر احمد، چهارمحال و بختیاری، بوشهر و فارس در میان لر ها بصورت نیمه پراکنده استقرار یافتهو اصلی ترین شهر اسکان آنان ”سمیرم“ بوده و جمعیت شان بالغ بر یک میلیون نیم می باشد. شایان ذکر است که ملت فارس در قالب جغرافیای تاریخی سکونت قومی هیچ گونه مرز مشترکی با خلیج ندارند و ملل ساکن در کناره های خلیج از سمت ایران به ترتیب اعراب خوزستان، لر ها و بلوچ ها می باشند . جمعیت لر در سرزمین زاگرس و توروس(کردستان) و منطقه به دلیل عدم وجود سابقهی اجرای سرشماری علمی و میدانی تحت نام لر در مناطقی که لر ها سکونت دارند، آمار دقیق و واقعی در مورد جمعیت آنان در دست نمی باشد اما بر اساس آمار های رسمی در مورد جمعیت استان ها در کشور های ایران و عراق و با در نظر گرفتن حدودی جمعیت لر در جنوب و شرق کردستان و مناطق دیگر ایران و عراق حداقل نه میلیون (9000000 نفر ) تخمین زده می شود، که اکثریت آن ها مقیم حوزهی جنوبی زاگرس میباشند. جغرافیای طبیعی، منابع ومعادن در مناطق لرنشین بیشتر مناطقی که لرها در آنجا اسکان دارند کوهستانی و جنگلی بوده و بیش از نیمی از رشته کوه های زاگرس را در بر می گیرد، بیشتر این مناطق دارای پوشش جنگلی بوده و سرچشمهی تعداد زیادی رود و رودخانه و چشمهسار می باشد.کشاورزی و دامداری شغل اصلی ایلات لر می باشد. بدلیل و جود دشت ها و زمین های مرغوب برای کشاورزی و باغداری و مراتع فراوان این مناطق یکی از قطب های کشاورزی و دامداری به ویژه در ایران به حساب می آیند. به غیر از منابع عظیم و استراتژیک نفتی جنوب کردستان که در مناطق لرنشین گرمیان و خانقین واقع شدهاند، در شرق کردستان حدود ” 70 % ” نفت و گاز ایران از مناطق و استان های کرد و لرنشین استخراج می شود، یعنی از استان های کرماشان، ایلام، کوهگیلویه و بویراحمد، بوشهر و شمال وشرق خوزستان که سرزمین آبا اجدادی اکراد می باشد. بسیاری معادن متنوع و متعدد مانند : طلا، سنگ، شیشه، (سیلیس)، گچ، سیمان، ماسه و شن، زغال سنگ، مس،آلومینیوم و .... نیز در این استان ها وجود دارد. در بخش صنعت، مناطق لرنشین پیشرفت چندانی نداشتهاند، به ویژه در جنوب کردستان به واسطهی تخریب ها و ویران گری های رژیم سابق بعث تقریبا“همه چیز نابود شده و اخیرا“ و بدنبال حاکمیت دولت فدرال جدید مجالی برای سرمایهگذاری و رشد صنعت در این مناطق محیا گشته است، در شرق کردستان نیز هر چند از لحاظ صنعتی در استان های لرنشین تحولات نسبی به چشم می خورد اما به دلیل این که مراکز سیاسی تصمیم گیری و حکومت ها با توجه به ملاحظاتی هیچ وقت نخواستهاند این مناطق از نظر اقتصادی وصنعتی و ..... شکوفا شده و یا مستقل باشند. لذا زیر ساخت های اقتصادی، صنعتی و تولیدی و تکنولوژیک به ویژه در خصوص تأمین مواد اولیه وابستگی شدید به مرکز داشته و تاکنون نیز نتوانستهاند روی پای خود بایستند، به همین دلایل بسیاری از سرمایه گزاری ها در ابعاد مختلف در مناطق لرنشین به ورشکستگی انجامیده و پیشرفت های صنعتی واقتصادی و تولیدی بسیار روتین ماندهاند. مروری کوتاه به تاریخ امارات لر در مناطق کُرد و لُرنشین همانند سایر مناطق و بخش های کردستان در مناطق لرنشین نیز بسیاری امارات، والی گری ها و فرمانروایی های بزرگ و کوچک به درازای چندین سده حکم رانی کردهاند که اکثرا“ (بویژه بعد از روی کارآمدن صفویها ) مشروعیت خود را از مراکز حکومتی کسب نمودهاند. در ذیل به ذکر نام تعدادی از آن ها که در منابع تاریخی از آن ها یاد شده می پردازیم: فرمان روایان ”دینور“ و ”شارهزور“ که به ”حسنویه“ مشهور بودهاند و از دینور تا اهواز و خوزستان و بروجرد و اسدآباد همدان و نهاوند شامل کوه و دشت و شهر، همگی تحت حاکمیت شان بوده است. فرمانروایان ”فزلویه“ که به ” لر بزرگ“ اشتهار داشتهاند- فرمان روایان ”هزار اسب“ که اماراتی مستقل، دارای قانون و حکم رانانی دادپرور و عادل داشتهاند. فرمان روایان ”لر کوچک“ که اماراتی شبه دولت بودهاند و چندین فرمان روایی دیگر همانند : اتابک های لر، فرمان روا یان زنگی، ارتقی، شاه ارمن، والی نشین های پیشکوه(لرستان) و پشتکوه که چندین سده در مناطق لرنشین زاگرس حکومت نموده و تا روی کار آمدن رضا خان میر پنج در ایران صاحب قدرت بودهاند. لهجه وگویش لُرها بر اساس نظریات بسیاری از زبان شناسان؛محققان، تاریخ نویسان، جغرافی دانان و مراکز معتبر علمی و تحقیقی و بسیاری منابع و مأخذ تاریخی و معاصر، گویش لری یکی از چهار گویش اصلی زبان کردی یعنی (کرمانجی، گورانی، لری، سورانی) می باشد. از طرف دیگر به دلیل اینکه لرها در جغرافیایی پهناور و وسیع زندگی می کنند و عموماً ساختار و نظام ایلی عشیرهایی بر جا معهی آنان حکم فرماست، دارای چندین ایل و عشیرهی بزرگ و کوچک می باشند، گویش لُری زبان کُردی خود نیز دارای گویش های متعددی مانند: لری خورماوایی، بختیاری و بویر احمدی، لری دزفولی و اندیمشکی، بوشهری و هورموزیانی (هرمزگانی)،دشتستانی ،تنگستانی، شوانکاره (شبانکاره) و چندین زیر لهجهی دیگر می با شد که ریشهی همهی آن ها یکی می باشد. به همین صورت در گویش های دیگر زبان کردی نیز چندین زیر لهجه وجود دارد، به طور مثال گویش کرمانجی (که حدود 25000000 نفرازاکراد با آن سخن میگویند)خود دارای چندین زیر گویش مانند: بادینی (بهدینانی)، شکاکی، عفرینی، ماردینی و ....می با شد و یا گویش گورانی شامل زیر لهجههای هورامی (اورامی)، زازایی (دملی) می شود، از نظر پوشش و انواع آن، لباس ها و پوشش های متنوعی در میان لرها وجود دارد که با توجه به ویژهگی های منطقه و فرهنگ بومی ساکنین دارای تنوع زیادی بوده و جزو اصیل ترین پوشش های ملی و بومی اکراد و زاگرس نشینان می با شند که اصالت آن ها تا حال حاضر نیز به نحو احسن حفظ گردیده و از آن ها استفاده می شود. لرها و جنبش های ملی اکراد لرهای جنوب کردستان به درازای عمر جنبش های ملی اکراد در تمام مراحل و صحنه های مختلف حضور فعال و مؤثر داشته و دارند و اولین حزب سیاسی وملی اکراد درعراق توسط ” رفیق حلمی” که از لرهای عراق میباشد پایهگذاری و تاسیس گردیده و هم اکنون نیز در بسیاری احزاب و نیروهای سیاسی و حکومتی و غیر حکومتی حریم فدرال کردستان دارای جایگاه و منزلت های عالی می باشند و در مسایل و موضوعات مختلف سیاسی، ملی و فرهنگی بهنام کرد و لر،ایفای نقش می نمایند. در شرق کردستان لرهای استان های کرماشان، ایلام، و تا حدودی استان لرستان در چندین حرکت و جنبش تاریخی و معاصر ملت کرد سهیم بودهاند و هم اکنون نیز بطور نسبی سهیم می با شند، لرهای مقیم استان های جنوبی تر تا به کنداب تحت تأثیر بسیاری دلایل تاریخی، سیاسی، اداری، اقتصادی، تجاری، جغرافیایی ، مذهبی و ... فرصت نیافتهاند تا در جنبش های آزادی خواهی اکراد سهیم شوند و بیشتر تحت تأثیر نیروهای سیاسی تولید مراکز سیاسی ایران قرار گرفتهاند. البته این امر به این معنا نیست که این بخش از ملتمان در راه رهایی از ظلم و ستم و استثمار هیچ گونه تلاش و جنبشی را انجام نداده با شند، بر عکس نقش لرها در تغییر و تحولات سیاسی داخلی ایران و در تمام مراحل تاریخ سیاسی ایران کاملا برجسته و چشم گیر می با شد و لرها در بسیاری مسایل سیاسی-اجتماعی داخل ایران نقش تعین کننده داشتهاند و در مقابل نیروهای ظالم و اشغال گر (داخلی و یا خارجی) چندین قیام و جنبش را در آغوش خود پرورانده و تاریخ ارزشمندی از مبارزت و تلاش های آزادی خواهی را بنام خود ثبت نمودهاند، به عنوان مثال می توان به مبارزاتی جاودان هم چون قیام قدم خیر، قیام رییس علی دلواری ( دلیران تنگستان)، حرکت تاریخی سرداراسعد بختیاری، قیام بی بی مریم بختیاری، قیام ملا غلام حسین سیاهپور بویر احمدی، قیام کی لهراسب باتولی بویراحمدی،علیمردان خان بختیاری و نقش لرها در جنبش مشروطه خواهی در ایران، نقش لرها در سقوط رژیم محمد رضا پهلوی و چندین حرکت و شخصیت دیگر اشاره نمود. لرها به ویژه در شرق کردستان وایران در برابر یک بحران عظیم و خطرناک هویتی و پروسهی تاریخی انحلال سیستماتیک قرار گرفتهاند. به طوری که با گذشت زمان و عدم اقدام لازم جهت رفع آن، موضوع بحران هویت بیشتر خود را در میان آنان نمایان می سازد. و این خطر وجود دارد که در آیندهی نه چندان دورهویت واقعی این بخش بزرگ ازساکنان زاگروس به کلی از میان رفته و بخشی از غنای فرهنگ و زبان این مرز و بوم برای همیشه به فراموشی سپرده شود. بنابراین چه لرها در آینده به انضمام ملت کرد درآیند و یا اینکه تصمیم و سرنوشتی غیر از این داشته باشند، موضوع مهم این است که آداب و رسوم و فرهنگ و هویت واقعی و تاریخی این بخش ازاکراد و سرزمین زاگرس از میان نرفته و بتواند صورتی پویا به خود بگیرد.با توجه به وضعیت تأسف باری که در بسیاری ابعاد برجامعه ی لرها حاکم گشته، همهی نیروهای سیاسی غیرسیاسی، رسانهها، سازمان ها و ارگان های ملی اکراد در این راستا دارای مسؤلیتی تاریخی، ملی و انسانی هستند و وظیفهی ملی و تاریخی بر آن ها حکم می کند که بصورت جدی و حتی ”ویژهدر جهت احیا، تقویت و پویایی فرهنگ و هویت اقلیمی و ملی این بخش مهم از ملت مان سرمایه گذاری لازم را به عمل آورند. در جهت نیل به این مهم نیز اهمیت دادن به موسیقی، گویش، فرهنگ و ادب و هنر لری ، اولین گام مهم در راستای احیا وپویایی هویت لرها و گام برداشتنشان به سوی هویت و جایگاه واقعی شان می باشد.
|
|
|