ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
مقالات فارسی
جنبشی که همه را بلـعیـد
هاوار سجادی کرمانشاهی
1 / 1 / 2010
رنگ سبز در فرهنگ اسلامی، رنگی مقدس و مورد احترام است و به عنوان نمادی برای قداست مکانها و مقابر مذهبی و همچنین پاکی نژاد و اولاد سیّد و امامان به کار رفته است و اکنون رنگ سبز و نماد سبز در درون جامعه اسلامی ایران رفته رفته با تعریفی نو مواجه شده است که بعضاً به عنوان نمادی علیه نظام اسلامی و قداستهای ایدئولوژیک اسلامی حاکم در ایران، خود را به نمایش گذاشته است و بر خلاف خواسته اولیه طراحان شال سبز و نماد سبز برای پیش بُرد مقاصد سیاسی و انتخاباتی خود اکنون به عنوان نماد جنبش نوینی در عرصه سیاسی جامعه ایرانی، نیروهای موجود در این عرصه را به چالش فراخوانده است و بدون استثنا نیروهای درون و بیرون حاکمیت و تا حدود زیادی اپوزیسیون خارجی را نیز در خود بلعیده است و با اعلام آرمانها و خواسته های خود حامل پتانسیل عظیمی برای ایجاد موج تغییرات نوینی است که رد پای خود را بر تاریخ این سرزمین به جای گذاشته و خواهد گذاشت .
" جدای از خاستگاه اولیه و شرایطی که جنبش سبز درآن شکل گرفت ؛ روزنه ای بود که جامعه ایرانی از اقشار وطیف های گوناگون، خواسته های خود را علنی نمایند و ندای درونی خود را با شکست سکوت و منطبق با شعائر حاکمیت درجهت مخالفت بروز دهد"

جدای از خاستگاه اولیه و شرایطی که جنبش سبز درآن شکل گرفت ؛ روزنه ای بود که جامعه ایرانی از اقشار وطیف های گوناگون، خواسته های خود را علنی نمایند و ندای درونی خود را با شکست سکوت و منطبق با شعائر حاکمیت درجهت مخالفت بروز دهد و به مخالفت جدی با وضعیت موجود و گریز از باورهای شعاری کنونی حاکم بر جامعه ایران پرداخته است و حاکمیت را با چالش ایدئولوژیک و قداستی خود مواجه ساخته است که جایگزین نوینی برای مبارزه با این جنبش نوین به  همراه ندارد و عملاً با ابتکار عمل جنبش در گزینش شعارهایش؛ نظام اسلامی با بحران مدیریت مواجه شده است که توانایی عکس العمل شدید را از دست داده است که در صورت برخورد شدید با شعارهای جنبش؛ از منظر ایدئولوژی حاکمیت خود مورد استفهام قرار خواهد گرفت و همچنان که شاهد عقب نشینی های محسوس حاکمیت در برابر جنبش در طی مدت چند ماه گذشته بوده ایم و مصداقی است برای بیان عمق سردرگمی های سردمداران نظام که در برابر ابتکار عمل و پتانسیل فراوان جنبش به وجود آمده است. جدای از طیف اقتدارگرای حاکمیت، جناح اصلاح طلب حاکمیت نیز توانایی خود در کنترل و استفاده صحیح از پتانسیل جنبش را دارا نبوده و نیست وعلت چنین عدم توانایی نیز به نوع برخوردهای متفاوت این جناح با جنبش وعدم پافرانهادن از قداستهای خود ساخته ای است که منطبق با شعائر اصولگرایان نیز هست و نوع خواسته های بیان شده در درون جنبش گاهاً متضاد با آرمانهای اصلاح طلبان درون حاکمیت نیز می باشد که موج سهمگین جنبش باعث شده است که اصلاح طلبان را به عمق جریان جنبش هدایت نماید که همراهی اولیه با جنبش و احساس خطرهای بعدی در رابطه با حاشیه ای شدن دردرون حاکمیت و هم چنین تضاد های علنی به اعلام موضعِ روشن جنبش باعث شده است که جریان اصلاح طلبی نیز در سردرگمی خود ودر عمق جنبش باقی بماند، در این اواخر و با طرح پیش نهادی آقای هاشمی رفسنجانی برای مدیریت بحران کنونی و درمان دردِ حاکمیت درمقطع کنونی و برون رفت از بحران، شکی باقی نگذاشته است که همه طیفهای حاکمیت در برابر موج سبز و آرمانهای واقعی آن به هراس افتاده اند و در حال حاضر جناح اصلاح طلب در قبال جنبش مواضع عقب نشینی را دنبال می کند که با تاکتیکی جدید جنبش را به حالت اولیه خود و در راستای منافع گروهی خود برگرداند که مطمئناً موفق نخواهد شد.
پس از جریان انقلاب 57 مردم ایران، این جنبش تنها جنبشی بوده است که تا حدود زیادی اپوزیسیون خارج کشور و نیروهای مخالف نظام اسلامی را در درون با هم وادار به اتخاذ موضعی مشخص و تا حدودی هماهنگ نموده است، اپوزیسیون و جریاناتی که به صورت جدی مخالف و معاند یکدیگر بوده اند ولی در اثر سیگنالهای احتمالی سقوط و یا تغییر احتمالی سیستم حاکمیت و پایگاه قوی و پتانسیل روز افزون جنبش سبز یک نوع همگرایی در اتخاذ مواضع و اعلام همبستگی با جریان جنبش را سرلوحه گفتمان روزانه خود قرار داده است و همین اپوزیسیون خارج از نظام نیز در کمال تعجب و ناباوری، خود را به موج سبز سپرده و با این جنبش هم جریان شده است در حالی که رهبران و هدایت کنندگان اصلی و مطرح جنبش از خودِ سردمداران حکومت اسلامی می باشند که اپوزیسیون خارج و داخل کشور سالها به عنوان دشمن با همین افراد در حال جنگ و ستیز فیزیکی و ایدئولوژیک بوده اند .
 در ختم مقال میتوان به جایگاه واقعی جنبش و پایگاه اجتماعی و مردمی نظام اسلامی و جناحهای متخاصم و هم چنین اپوزیسیونِ معاند و مخالف نظام اسلامی در خارج و در داخل کشور پی بُرد. با توجه به اعلام موضع ها و هم چنین عملکرد های تاکتیکی این جریانات در مقایسه با قدرت جنبش و موج سهمگین آن می توان نتیجه گرفت که جنبش سبز کلیه نیروهای موجود در عرصه سیاسی کشور از جناحهای مختلف را با همه ایدئولوژی ها  و گونه گونی هایشان در خود بلعید و جلوتر از همه سکاندار جامعه ایرانی شده است. این در حالیست که این جنبش با ضعف جدی درهمه گیر بودن جامعه ایرانی مواجه است و با عدم درخواست خواسته های ملیتهای مختلف ایرانی، خود نیز در جریان سردرگمی و بحران مدیریت فرورفته است.


بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 62
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08 09 10 11 12
مقالات فارسی
آقای روحانی ؛ "GAME OVER"
خروجیهای نظام آموزشی در ایران
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی