ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
چاو پێکه‌وتن و وتووێژ
هاوار سجادی کرمانشاهی: هر ملتی حق دارد بر حسب فشار و محرومیت های وارده و تحمیل شده گونه ای از مبارزه را متقبل شود
مصاحبه
12 / 5 / 2009
 گفتگوی پیش رو، مصاحبه سایت ایران خبر با آقای هاوار سجادی است که چگونگی تاسیس، اهداف و استراتژیهای اتحادیه دمکراتیک کردستان، اوضاع کنونی در ایران و کوردستان و چندین موضوع دیگر را به بحث میکشد:
 
ایران خبر: جناب آقای سجادی لطفا خود تان را معرفی و در صورت امکان خلاصه ای از سوابق سیاسی و اجتماعی تان را بیان فرمائید؟
هاوار سجادی کرمانشاهی: هاوار سجادی کرمانشاهی هستم در سال 1357 در شهر زیبا و  نامی کرمانشاه متولد شدم و تمام مراحل زندگی ایم را نیز در این شهر سپری کرده ام، دارای مدرک فوق لیسانس در زمینه علوم اجتماعی هستم.
در حقیقت اولین کارهای من در زمینه ی فرهنگ و ادب کردی بالخص فرهنگ و ادب خاص منطقه کرمانشاه آغاز شد که در نهایت جهت سیاسی گرفتند و این جهت سیاسی نیز برای من محرکی بود که من کار سیاسی را از کانال اتحادیه دمکراتیک کردستان (که در شرایط بخصوص و کلی در ایران بهترین گزینه ی ممکن می نماید) به صورت فعال شروع کردم.
فرهنگ خاص و لهجه های متنوع و متفاوت در منطقه کرمانشاه سیمای بسیار متمایزی را به نسبت مناطق دیگر کردستان و حتی ایران به این منطقه بخشیده است، در حقیقت این منطقه از لحاظ لهجه و هم از لحاظ آیین و مذاهب بسیار غنی و متعدد است که هر انسانی را جذب می کند. من نیز تحت تاثیر جاذبه های این منطقه(زادگاه) به کارهای فرهنگی و ادبی روی آوردم و  نقطه سرآغاز کارم نیز خود شهر کرمانشاه بود، در کل می توانم بگویم در بیشتر شهرستانهای استان کرمانشاه و بعضا ایلام فعالیت داشته ام. متعاقبا در دانشگاه نیز به مراتب یک سلسه فعالیت های فرهنگی و سیاسی هست که خواه ناخواه اکثریت دانشجویان اعم از دختر و پسر به سوی آن گرایش پیدا میکنند من نیز به مانند یک دانشجوی فعال بی شک از این قاعده مستثنی نبوده ام.
در مجموعه کارهای مختلف ادبی به مانند انجمن ها و جشنواره های ادبی که در شهرهای مختلف برگزار شده اغلب نقش کلیدی داشته ام و  بیشتر از این توضیح را الزامی نمیدانم.
بیشتر از یک سال است که فعالیت سیاسی را آغاز کرده ام و همانطور که اشاره کردم بهترین گزینه ی ممکن در عرصه و سطوح مختلف سیاسی به نسبت ایران، اتحادیه دمکراتیک کردستان بود که الان نیز  یکی از اعضا این حزب هستم.

ایران خبر: لطفا ضمن معرفی مختصر اتحادیه دمکراتیک کردستان، مشی و مرام آن را به صورت اختصار شرح دهید و بفرمائید گستره فعالیت شما در چه مناطقی است ؟
هاوار سجادی کرمانشاهی: تاریخ تاسیس اتحادیه دمکراتیک کردستان برمیگردد به بهار سال 1384(2005 میلادی). کنگره اول اتحادیه دمکراتیک کردستان پس از چند روز پر کار، در 30 اردیبهشت به پایان رسید و 30ام اردیبهشت روز پایانی کنگره  ی اتحادیه دمکراتیک کردستان و اعلام موجودیت این حزب بود. در این کنگره اصول کلی و اساسنامه حزب، همچنین اعضای رهبری نیز انتخاب و آقای ”عثمان جعفری“ نیز به عنوان دبیرکل انتخاب شدند. البته این را هم ذکر کنم که این کنگره در کردستان عراق(شمال عراق) بسته شده است.
اصول کلی و خط مشیء سازمان، در کل خط مشی ای دمکراتیک و با مبانی، معانی و مفاهیم معاصر جهان همخوانی تمام دارد. در کل میتوانم در چند جمله مشیء و مرام سازمان را به اختصار بیان کنم که در صورت لزوم خوانندگان و  کسانی که متمایل به کسب اطلاعات بیشتر هستند میتوانند به پایگاه های اینترنتی سازمان مراجعه و تشریح این اصول و مرام ها را ببینند.
فکر نمیکنم کسی در مورد مسئله کرد در ایران به مانند یک مسئله لاینحل تا این برهه زمانی مشکلی داشته باشد، متاسفانه مسئله کرد(با تعاریف متفاوت و متنوع موجود) یک مشکل تاریخی است و اگر ما به دنبال راه حلی اساسی میگردیم باید به صورتی تاریخی مسئله کُرد را نه تنها در ایران بلکه در بخش های دیگر کردستان مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم بلکه در آن صورت چاره جویی ما عقلانی و دور از انتظار نباشد.
ورای اینها مسئله کُرد در ایران نیز مسئله ی قابل تامل است چون درهر صورت ممکن است بسیاری از معادلات سیاسی را تغییر دهد، یعنی اینکه اگر لاینحل بماند ممکن است بسیاری معادلات زیر اهرم های فشار مبارزات ملی کُردها که در جهت حل مسئله اشان شکل می گیرد گارانتی خویش را از دست بدهد و متقابلا نیز اگر مسئله کُرد حل شود(حال به هر شکل و صورتی) بسیاری از معادلات منطقه ای دچار تغییر و تحول بنیادین خواهند شد. با وجود این نیز فکر نمیکنم بر کسی پوشیده باشد که کمترین هزینه و بیشترین سود در حل عقلانی هر مسئله ای معیار و ملاک است برای همین چاره جویی دمکراتیک مسئله کُرد در ایران میتواند به نفع همه باشد. اما نباید این را هم فراموش کنیم که در یک تحول دمکراتیک لازم است هم بستر دمکراتیک باشد و متقابلا نیز طرف مقابل که باید مفعول تغییر و تحولات باشد گرایشی دمکراتیک داشته باشد، که در ایران و حکومت اسلامی ایران این نقطه اصلا به چشم نمیخورد، به این ترتیب یکی از اصول استراتژی اتحادیه دمکراتیک کردستان ,گذار از نظام دین سالار ایران است. به این معنی که نظام دین سالار(ولایت مطلقه فقیه) موجود می بایست ساقط شود (با تحول دمکراتیک یا نظامی) و همچنین نمی بایست نظام دین سالار دیگری با هر گرایش دینی و مذهبی ای، غالب شده و حاکمیت یابد. در این مرحله از تغییر وتحولات, اتحادیه دمکراتیک کردستان خط مشیء دمکراتیک را انتخاب کرده است به این معنی که فعالیت های سیاسی و فاقد خشونت(جنگ مسلحانه) را برگزیده که تا به حال شیرازه این حزب را تشکیل داده است. مسئله دیگر تعدد و کثیرالمله بودن در ایران است این مسئله یکی از نقاط ضعف هر گونه سیستم و حاکمیتی خواهد بود که فردا و پس فردا در ایران حکم کند مگر اینکه راه حل، راه حلی نهایی باشد. این نقطه در تاریخ ایران و منطقه قابل مشاهده بوده و حال نیز نمایان است. به نظر ما(اتحادیه دمکراتیک کردستان) راه بستن برای فرونشاندن آتش حاکی از این کشمکش و مسائل که تفوق نظر برآن وجود ندارد تنها فدرالیسم است. یعنی اینکه ایران با جغرافیای کنونی اش بر اساس یک سیستم فدرال دمکراتیک اداره شود، بدین صورت که متناسب با ساختار موازییکی ایران، موازین حقوقی آزادیها و فرصت مساوی رُشد در زمینه های ملی – فرهنگی – اقتصادی- اجتماعی برای ملتها و اقلیتها موجود فراهم بشود که جزئیات زیادی در آن وجود دارد که تامل و کاری زیادی را می طلبند. همچنین استراتژی دفاع مشروع، مبارزه ریشه ی برای دگرگون کردن نظام مردسالار و تحقق بخشیدن به موقعیت برابر مرد و زن و ...غیره مسائل استراتژی و خط مشیءهای اساسی اتحادیه دمکراتیک کردستان را تشکیل میدهد که شرح و بسط آن چه بسا روزها وقت بخواهد. اما گستره ی فعالیت های سیاسیمان به طور اخص کردستان ایران است اگرچه خوشبختانه اصول و مبانی دمکراتیک سازمان به گونه ای است که حتی ملل دیگر ایران را نیز جذب کرده است.

ایران خبر:  به نظر شما چه شرایطی در ایران وجود دارد که  باعث شده شما چنین رویکردی را برای فعالیت سیاسی خود انتخاب کنید ؟
هاوار سجادی کرمانشاهی: نگاه کنید در هر سیستمی احزاب و طرف های اپوزسیون وجود دارند اما از آن جهت که دمکراسی فکر غالب بوده وافکار تمامیت خواه و مستبد برون رانده می شوند آنها برای کسب کرسی های حاکمیت تلاش و رقابت دارند، رقابتی که بر اساس قوانین دمکراتیک و وضع شده توسط خودشان برگزار میشود. اما در ایران این چنین نیست و در حقیقت نمیتوان چیزی به نام احزاب اپوزسیون دید یا صحیح تر آن است که بگویم نمیتوان اپوزسیون را با همه تعاریف و اشکالش در ایران مشاهده کرد. احزاب و سازمانها بر اساس قانونی تک بُعدی و نگرشی دینی تاسیس می شوند، یعنی اینکه اولا برای کسب مجوز می بایست یک سری قوانین را قبول کنند، درثانی حق این را نخواهند داشت از این قوانین پا فراتر بگذارند. در کل اکثریت احزاب و سازمانهای که در ایران هستند( با گرایش ها متفاوت) ساخته خود سیستم حاکم با تفکرات ویژه اش هستند به گونه ای میتوان گفت اکثریت اسباب بازی های هستند که برای سرگرم کردن مردم در جامعه ساخته شده اند. پس در این صورت فضایی برای کار و فعالیت آزادانه افکار متفاوت و دگراندیش در ایران نیست حال آنکه حاکمیت تو را دشمن خویش بداند. پس در این صورت به بیرون رانده شده و اجبارا در شریط ویژه بیرون نیز با وجود موانع و حدود تعریف شده، مبارزه برای ترویج افکار همچنان ادامه می یابد. هر حرکت و سازمانی در این شرایط اولین خواسته و اولویت سیاسی ای که دارد بدون شک عبور یا گذار از حاکمیت است. این گذار از حاکمیت خود شرایط و پیش زمینه های بسیاری را می طلبد.
وقتی هیچ یک از خواسته های شما یا لااقل آن، یعنی بخشی از خواسته های شما در سیستم اجرائی نمیشود یا امکان عملی شدن ندارد آن وقت چه؟
برای نمونه من گفتم یکی از نکاتی که ما در تلاش برای تحقق بخشیدن به آن هستیم فدرالیسم برای کردستان است، یا برابری حقوقی زن ومرد و یا اینکه نظامی حکومتی فارغ از دین، این خواسته ها و مسائل نیز در ساختار سیستم فعلی نه جایی دارد و نه اینکه میشود برای آن جایی باز کرد. سیاست هایی که سیستم اسلامی ایران بر مناطق کردنشین و سایر مناطق عملی کرده و میکند سیاست حل کردن فرهنگی یا همان آسمیلاسیون فرهنگی است، محرومیت از امکانات رفاهی، قوانین و تبعیضات مذهبی و نژادی و جنسی است، شرایط نا مناسب و ناهمسان در مشاغل و کارهای دولتی و اداری و ...است. اگرچه ممکن است بعضی از این مشکلات و فشارهای کمرشکن با آن حدّت و شدّتی که بر ملت کُرد وارد میشود بر روی ملتی دیگر اعمال نشود. یا مثلا ممکن است بعضی از این فشارها و  محرومیت های سیاسی بر ملتی وارد و بر ملتی دیگر وارد نشود اما در کل اسم آن مشکل است. با در نظر گرفتن این شرایط، آشکار است که هر ملتی بر حسب فشار و محرومیت های وارده و تحمیل شده راهی را برای مبارزه و تحقق بخشیدن به خواسته هایش در برابر نظام حاکم برمیگزیند. که این راه عبارت است از باورها و خواسته ها، راه های تحقق بخشیدن به آنها و در کل مسائل ستراتژی و خط مشیء بخصوص حرکت و ملت.

ایران خبر:  وضعیت سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی کردستان ایران در حال حاضر چگونه است و شما تا چه حد توانسته اید با توده مردم ارتباط برقرار کنید ؟
هاوار سجادی کرمانشاهی: به نظر من قبل از اینکه بدانیم وضع سیاسی، اجتماعی و یا فرهنگی در شرق کردستان (کردستان ایران) چگونه است، می بایست به تعریف واحدی از حقوق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برسیم، آنوقت بدانیم که این تعریف تا چه اندازه در ایران نمود دارد، در سومین مرحله باید بدانیم که تعریف خود حکومت اسلامی از حق و حقوق سیاسی، اجتماعی و یا فرهنگی چیست و آنگاه ببینیم که آیا به آنچه در تعاریف حکومت اسلامی نیز آمده است تا چه اندازه عینیت بخشیده شده است.
نگاهی هرچند آنی به قانون اساسی حکومت اسلامی به راحتی میتواند چندین و چند تناقض و تضاد در این قوانین را نمود دهد. یعنی اینکه در تئوری یک سری خواسته ها و حقوق نیز درج شده است مانند آزادی نوشتن و خواندن به زبان مادری(در اصل 15 قانون اساسی بر این نکته پرداخته و تدریس زبان مادری در مدارس را آزاد دانسته اند)، آزادی بیان و مطبوعات،آزادی مذاهب و اینکه در اصل 23 نیز اضافه شده است که تفتیش عقاید ممنوع است، و دهها مورد دیگر که یا در اصلی دیگری از همان قانون اساسی نغض شده یا اینکه در عمل عینیت ندارد.
وقتی بسیاری از این مسائل وجود دارد و حتی حقوقی را که خودشان در قانون اساسی بر مردم روا میدارند اما عملی نمیکنند دیده میشود چه انتظاری میتوان داشت؟ یعنی اینکه تنها یک مورد بی تفاوتی، محرومیت یا فشار همه جانبه بر ملت کُرد میتواند تمام جوانب زندگیشان را تحت شعاع خود قرار دهد چنانچه هماکنون شاهد آنیم، وضع مردم کُرد با آن همه تبعیض و محرومیت نژادی، مذهبی و اقتصادی و بالخص سیاسی وحتی تفرقه های دینی و مذهبی احتیاجی به توصیف ندارد در کل اینکه ”آنچه عیان است چه حاجب به بیان است“.
در این شرایط کُرد به مانند ملتی تحت فشار (حال فشار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی) از سوی حکومت اسلامی ایران دعوت به آسمیله می شود و کماکان در محرومیت به سر میبرد و از سوی دیگر اپوزسیون کرُد نیز وجود دارد که خارج از مرزهای ایران مبارزات خویش را در ابعاد مختلف پی میگرید. متقابلا اپوزسیون نیز برنامه ها و تاکتیک هایی در برابر سیاست های اعمال شونده حکومتی دارد یعنی اینکه به اشکال و صورتهای مختلف سعی در بازگرداندن و ترویج فرهنگ غنی و نغز کُردی دارد تا اینکه بتواند قدرت تاثیرگذاری سیاستهای منفی حاکمیت را به حداقل برساند. این نیز بر اساس این قانون طبیعی پیروی میشود که یکی از ارکان مهم و پایه ای هر ملتی، فرهنگ ویژه و بخصوص آن است.
با این حال دگراندیشان، معترضان و همه کسانی که به نوعی خواهان فرهنگیدن در فرهنگ ملی خویش هستند نه فرهنگ تحمیلی از سوی حاکمیت، آنها فرهنگ و سیاست های اعمالی را رد و در برابر آن می ایستند به سوی اپوزسیون سوق پیدا میکنند. متعاقبا از سویی فشار و از سویی دیگر گریز از فشار  رخ میدهد. هر جامعه و ملتی اگر تاثیرپذیر از سیاست های اعمالی از جانب حاکمیت شود به دنبال آن نیز ابعاد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اش تحت شعاع قرار گرفته و اندک اندک از بین میرود .با این اوصاف یکی از وظایف اپوزسیون کُرد و متعاقبا اتحادیه دمکراتیک کردستان به مانند حزبی ناسیونال دمکرات خنثی سازی و مقابله با تثبت اتمسفری است که در آن توده های ملت کُرد به سوی فرهنگیده شدنی بسیار متفاوت از اصل خویش در حال حرکت هستند این را به معنای تبادل فرهنگی نمیگویم، زیرا اگر با ملت یا ملل بخصوصی تبادل فرهنگی داشته باشید چیزی و اگر تاثیرپذیر از فرهنگ ملتی یا ملل دیگری باشید چیزی متفاوت تر است.
در این اثنا نیز رابطه متقابل است یعنی اینکه ما (اپوزسیون به صورت عام و اتحادیه دمکراتیک کردستان به صورت خاص) در رابطه وتعاملی دو جانبه و دو سویه هستیم،  بدین معنا که از سویی هواداران و مروجان فرهنگ ملی کُرد و سیاست تحت شعاع آن برای تغذیه و ترقی به سوی اپوزسیون جذب می شوند و از سوی دیگر اپوزسیون خود را موظف به امری متقابل میداند و برای ترویج افکار و مبانی ملی - دمکراتیک خویش گام بر می دارد. ارتباط ما با توده ها و اقشار مختلف در کردستان ایران همانگونه که گفتم ارتباطی دو سویه است  و تا این مقطع زمانی نیز، به نظر بنده اگر کم کاری از ما مشهود بوده است در کردستان ایران نبوده چون کشش آنها به سوی ما در حد عالی است.

ایران خبر: به نظر شما چه موانعی برای فعالیت سیاسی مسالمت جویانه و مدنی در ایران وجود دارد و چه راهکاری را برای برطرف شدن این موانع پیشنهاد می دهید؟
هاوار سجادی کرمانشاهی: به نظر بنده می بایست پرسش شما به این گونه می بود که آیا اصلا فعالیت های مسالمت جویانه در سیستم حکومت اسلامی وجود دارد یا امکان پذیر است یا نه، تا اینکه از تعداد موانع بر سر راه فعالیت های سیاسی مسالمت جویانه و مدنی حرف زد.
به هر حال جواب سوال را میتوانم اینگونه خدمتتان عرض کنم. ما در یک سیستم منسجم (دمکرات یا دیکتاتور و اشکال دیگر حاکمیت) اگر جناح یا گرایشات متفاوتی در مواضع سیاسی و نه باورهای سیاسی داشته باشیم تعریفی مجزا از سیستمی دارد که احزاب، سازمانها و گروه هایی با باورها، اعتقادات و خواسته ها و موضعگیری های مختلف و ناهمگون وجود دارند.
نمونه اول را در هر ساختار سیاسی ای میتوان مشاهده کرد مثلا در یک حزب سیاسی، در یک حکومت دمکرات، مستبد و حتی پاتریمونیال و ... اما نمونه دوم چیز دیگری است. یعنی ساختار ایران ساختاری است با باورهای و خواسته های متفاوت و متنوع سیاسی، و اینها در یک سیستم و یک ساختار سیاسی جایی نخواهند داشت. چون خواسته ها و باورهای سیاسی در ایران امروز با هم در حالتی پارادوکسیکال و حتی متناقض هستند.
با این وجود نیز ما باید به این مهم رسیده باشیم که حکومت اسلامی ایران به همراه ولایت مطلقه فقهی اش تفکرات و خواسته های متفاوت را مقبول و معقول در نزد خود نمیداند، یعنی خواسته های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... ملل دیگر ایران و حتی توده های عظیم دیگری از مردم را که ممکن است زیر چتر ساختار سیاسی بخصوصی نباشند مقبول نمیداند، پس هر گونه فعالیت برای ترویج افکار و به دست آوردن خواسته ها معنایی ندارد، آن وقت ما چگونه باید به فکر مسالمت آمیز بودن و غیرمسالمت آمیز بودن فعالیت های سیاسی  باشیم.
در کل میتوانم بگویم در گام اول فعالیت های سیاسی مسالمت آمیز غیر ممکن، منتفی و مردود است. اما در مورد فعالیت های مدنی شاید شرایط فرق کند یعنی راه هایی برای فعالیت مسالمت آمیز مدنی وجود دارد و بعضا موانعی برداشته میشود و  در عین حال موانع متعددی نیز وجود دارد. و این به این دلیل است که اولا خواسته های مدنی را نمیتوان خواسته های کلان و مخاطرآمیز به نسبت سیستم حکومت اسلامی دانست، و دوماً اینکه به نسبت حکومت اسلامی ایران راه بی خطری است که انرژی ای را که میتواند مخرب واقع شود به صورتی کنترل کند.
اگرچه این فعالیت ها اندک است اما خود جای اهمیت دارد چون بسیار خودجوش و فعالانه هستند جنبش هایی وارداتی و یا پوشالی نیستند و الحق که تاکنون به نسبت موانعی که بر سر راهشان بوده موفق عمل کرده اند. در کل همان گونه که گفتم مانع اصلی در راه گسترش این نوع فعالیت ها خودِ حکومت اسلامی است اما مسائل دیگری نیز در تنگ تر شدن دایره فعالیتهایی از این دست دخیل هستند نمونه بارز آن همین جنگهای چریکی و مسلحانه است. اصلا خود جنگ ویرانگر نباشد نمیتواند عمران و آبادانی به همراه داشته باشد برای همین نیز اگر احیانا در برخی مناطق فعالیت هایی نیز وجود دارد تحت تاثیر این گونه اعمال، بهانه برای انحلال آنها فراهم می شود.
با وجود این نیز در هیچ سیستمی نمیتوان راه را بر کل فعالیت ها در یک جامعه بست، کما اینکه یا از روی ناچاری و یا از روی عمد، برخی موانع برداشته میشود تا برخی فعالیت های مدنی انجام شوند.

ایران خبر : فکر می کنید چرا جکومت جمهوری اسلامی علیرغم ادعای عدالت گستری ، با مسئله قومیت ها در ایران چنین برخورد نموده و کمترین حقوق آنان را رعایت نمی کند ؟
هاوار سجادی کرمانشاهی: این مسئله برمی گردد به اینکه حکومت اسلامی ایران در حد شعارهای عوام فریبانه دم از عدالت گستری و حقوق برابر و از این دست شعارها میزند. در حقیقت نظامی که با فشار و ارعاب پایه های حکومتی اش را هنوز پا پرجا میبیند نمیتواند عدالت گستر باشد. فکر نمی کنم عدالت گستری با گونه اهرام های فشار معنایی داشته باشد. این نیروها برای سرکوب نیروهای مبارز و برابر خواه درست شده اند و اساسا ذات این گونه سیستم ها با دمکراسی و عدالت و عدالت گستری منافات دارد.
حقوق برابر و رعایت کردن حقوق طبیعی ملل دیگر در ایران باعث رشد وترقی میشود، افکار رشد کرده و سیاست ها را مشاهده می کند و آنگاه یا راه انتقاد و تغییرخواهی را برمیگزیند و یا اینکه چون شرایط یکسان است خود به سیستم راه یافته و در جهت اصلاح و انقلاب در سیستم و یا بخش هایی از سیستم نیرویش را به کار میگیرد.
بُعد دیگر قضیه به این مسئله برمیگردد که اساسا بنیادهای تشکیل دهنده حکومت اسلامی ایران خود راه را به عدالت گستری بسته است حتی اگر فرضمان را بر این بگیریم که دولتهای متفاوتی که بر سر کار بیایند بخواهند عدالت گستر باشند نه میتوانند و نه میخواهند، چون حاکمیت و اساس آن خود نافی عدالت است یک نمونه آن اصل 114 و شر ایط کاندیناتوری رئیس جمهوریست.

ایران خبر:
به نظر شما ثبات سیاسی عراق و تشکیل اقلیم کردستان چه تاثیری می تواند در سرنوشت مردم کردستان ایران داشته باشد و چرا حکومت جمهوری اسلامی چندان روی خوشی را به ثبات سیاسی عراق نشان نمی دهد ؟
هاوار سجادی کرمانشاهی: این مسئله چند بُعد مختلف دارد که به اختصار بیان میکنم. ما باید خوب بدانیم که  دشمنی با حکومت اقلیم کردستان در اولویت کار حکومت اسلامی ایران نیست بلکه اولویت اصلی دامن زدن به ناآرامیها در عراق از جانب ایران، حضور نیروهای آمریکایی در آن کشور است. یا میتوانم این گونه نیز بگویم که چند معادله تازه در عراق در حال شکل گیری است که هر کدام در جای خود مهم  هستند و هر کدام  از اینها از سوی حکومت اسلامی ایران خطر تلقی می شوند.
ایران خود را ابر قدرت منطقه میداند و برای همین نیز ملزم و مشروع میداند که به مانند کشورهای ابرقدرت جهان در تعیین حکومتٍ دیگر کشورها منطقه ایفای نقش کند، اما از این رو که خود این حکومت(حکومت اسلامی ایران) مستلزم به تغییر است و شرایط این کار(ایفای نقش در کشورهای دیگر) را ندارد عملکردهای خویش را در این زمنیه به صورت دامن زدن به ناآرامیها و کارهای تروریستی انجام میدهد در صورتی که این کار از راه دمکراتیک عملی است. با این حال نیز ایران در پی تثبیت حکومت شیعی دیگری با منش و سیاستهای تابع خویش در عراق است. اما از سویی دیگر معادلات جهانی وخواسته های احزاب و توده مردم در عراق چیز متفاوت تری است آنها به حکومت فدرال عراق رای داده اند و به حکومت مشترک مابین کُرد، عرب سنی و عرب شیعه، به اضافه ترکمن ها و دیگر اقلیت های مذهبی رای داده اند و عملا نیز اینها دیده میشود.
از سوی دیگر با در نظر گرفتن این اصل که صفوف جهانی برای مقابله با زیاده خواهی های ایران هر روز به مرزهای ایران نزدیک ونزدیک تر می شود(آمریکا و ابر قدرتها) و با وجود حضور نظامی آمریکا در هم جواری مرزهای ایران، خطر ساقط شدن حکومت اسلامی ایران نیز محتمل تر میشود.
اما در مورد نقش اقلیم کردستان بر سرنوشت کردهای شرق کردستان(کردستان ایران) باید بگویم که میتوان آن را از چند منظر دید. از جهت تاثیرگذاری فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی. هر کدام از اینها مسائل حائز اهمیتی است که به نظر بنده می بایست بسیار دقیق مورد مطالعه قرار گیرد.
حکومت فدرال کردستان نه تنها پس از سقوط صدام، بلکه از دهه های پایانی قرون بیستم نیز تاثیرات بسزایی بر کردستان ایران داشته است. به این معنی که حداقلش آن است که فرهنگ و ادب کُردی در حکومت فدرال کردستان قبلا و بالخص حالا(به صورت رسمی) ترویج شده و به کار گرفته شده و می شود. روزنامه، مجلات و کتاب های ارزشمندی چاپ  و منتشر می شوند و از آنجا به بخش های دیگر کردستان روانه میشوند بخصوص چون لهجه سورانی به عنوان لهجه رسمی خطاب قرار میگیرد و زبان نوشتن این نشریان نیز سورانی است متقابلا کردستان ایران مخاطب اصلی است برای همین تا اندازه زیادی کردستان ایران را هم از روی فرهنگی و هم از روی سیاسی تحت تاثیر قرار می دهد. قبلا رفت و آمد ما بین کردستان ایران و کردستان عراق اینگونه آزاد نبود اما حالا که آزاد شده خود یک سری واقعیات منفی و مثبتِ عینی را بدنبال دارد که به نظر من لازم به ذکر نیست.
 اقلیم کردستان منطقه ای آزاد است که حالا به یک مرکز و نقطه مشترک برای بخش های دیگر کردستام مبدل شده و این از جهت ملی بسیار پر اهمیت است و چه بسا این اهمیت اگرچه اکنون به صورت ذهنی، اما ممکن  است بعدها عملاٌ محرکی باشد برای دیگر بخش های کردستان. این نمونه از واقعیات و پیامدهای بلند مدت آن مسائلی هستند که موجبات ناخوشایندی ایران از ثبات در اقلیم کردستان وعراق را به وجود آورده است.

ایران خبر:
: با تشکر از شما برای شرکت در این مصاحبه چنانچه صحبت خاصی دارید بفرمائید .
هاوار سجادی کرمانشاهی: من نیز از شما تشکر میکنم صحبت خاصی ندارم، موفق و پاینده باشید.


بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 62
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08 09 10 11 12
چاو پێکه‌وتن و وتووێژ
ئه‌گه‌ر ده‌رفه‌تێك هه‌بێت له‌ناوخۆی ئێراندا بۆ خه‌باتی سیاسی ئێمه‌ یه‌كه‌م رێكخراو ده‌بین كه‌ ده‌گه‌ڕێینه‌وه‌.
موحسین باوه‌جانی: لایه‌نانێك هه‌ن یه‌كگرتوویی پارته‌ كوردییه‌كان لایان وه‌ك جامی ژه‌هره‌ هیوادارم نۆشی گیانیان بێت
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی